belt-tightening
belt-tightening - بستن کمربند
noun - اسم
UK :
US :
همه ما امسال مجبور شدیم کمی کمربند را ببندیم.
نیاز به بستن بیشتر کمربند وجود دارد.
belt-tightening measures
اقدامات بستن کمربند
بسیاری از مغازه های مستقل در این دوره از کمربند بستن مصرف کننده موفق به کسب سود نمی شوند.
The car manufacturer announced plans for belt-tightening that would result in 30% of workers losing their jobs.
این خودروساز برنامههایی را برای بستن کمربند اعلام کرد که منجر به از دست دادن 30 درصد از کارگران میشود.
The government has recommended a series of belt-tightening reforms.
دولت یک سری اصلاحات را برای بستن کمربند توصیه کرده است.
Over the past twenty years, Germany and Italy have taken belt-tightening measures that have helped improve their economies.
در طول بیست سال گذشته، آلمان و ایتالیا اقداماتی را برای بستن کمربند انجام داده اند که به بهبود اقتصاد آنها کمک کرده است.
cutback
کاهش
نزول کردن
کاهش می یابد
lessening
برش
رها کردن
محدود کردن
abatement
پایین آوردن
سقوط
curtailment
رکود
lowering
تعدیل نیرو
falloff
اقتصاد
decrement
بریده بریده
downturn
پیرایش
retrenchment
عقبگرد
کاهش تدریجی
slash
واژگونی
trimming
صرفه جویی در
rollback
سالامی برش
phasedown
اختصار
reversal
هرس کردن
صرفه جویی در ایالات متحده
salami slicing
خلاصه
contraction
برش می دهد
pruning
اقتصادی بریتانیا
economizingUS
کمربندت را سفت کن
rundown
cuts
economisingUK
diminution