belt-tightening

base info - اطلاعات اولیه

belt-tightening - بستن کمربند

noun - اسم

/ˈbelt taɪtnɪŋ/

UK :

/ˈbelt taɪtnɪŋ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [belt-tightening] در گوگل
description - توضیح
  • a reduction in spending by consumers, businesses, governments, etc., usually because they have financial problems


    کاهش هزینه‌های مصرف‌کنندگان، کسب‌وکارها، دولت‌ها و غیره، معمولاً به دلیل مشکلات مالی

  • involving a reduction in spending


    که شامل کاهش هزینه ها می شود

example - مثال
  • We've all had to do some belt-tightening this year.


    همه ما امسال مجبور شدیم کمی کمربند را ببندیم.

  • There is a need for further belt-tightening.


    نیاز به بستن بیشتر کمربند وجود دارد.

  • belt-tightening measures


    اقدامات بستن کمربند

  • Many independent shops are failing to make a profit during this period of consumer belt-tightening.


    بسیاری از مغازه های مستقل در این دوره از کمربند بستن مصرف کننده موفق به کسب سود نمی شوند.

  • The car manufacturer announced plans for belt-tightening that would result in 30% of workers losing their jobs.


    این خودروساز برنامه‌هایی را برای بستن کمربند اعلام کرد که منجر به از دست دادن 30 درصد از کارگران می‌شود.

  • The government has recommended a series of belt-tightening reforms.


    دولت یک سری اصلاحات را برای بستن کمربند توصیه کرده است.

  • Over the past twenty years, Germany and Italy have taken belt-tightening measures that have helped improve their economies.


    در طول بیست سال گذشته، آلمان و ایتالیا اقداماتی را برای بستن کمربند انجام داده اند که به بهبود اقتصاد آنها کمک کرده است.

synonyms - مترادف
  • cutback


    کاهش


  • نزول کردن


  • کاهش می یابد

  • lessening


    برش


  • رها کردن

  • cut


    محدود کردن

  • abatement


    پایین آوردن


  • سقوط

  • curtailment


    رکود

  • lowering


    تعدیل نیرو

  • falloff


    اقتصاد

  • decrement


    بریده بریده

  • downturn


    پیرایش

  • retrenchment


    عقبگرد


  • کاهش تدریجی

  • slash


    واژگونی

  • trimming


    صرفه جویی در

  • rollback


    سالامی برش

  • phasedown


    اختصار

  • reversal


    هرس کردن


  • صرفه جویی در ایالات متحده

  • salami slicing


    خلاصه

  • contraction


    برش می دهد

  • pruning


    اقتصادی بریتانیا

  • economizingUS


    کمربندت را سفت کن

  • rundown


  • cuts


  • economisingUK


  • tightening your belt


  • diminution



antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

workload

لغت پیشنهادی

enforce

لغت پیشنهادی

sideline