blinder

base info - اطلاعات اولیه

blinder - کور

noun - اسم

/ˈblaɪndər/

UK :

/ˈblaɪndə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [blinder] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • a blinder of a game


    کور کننده یک بازی

  • Warren played a blinder in the opening match.


    وارن در بازی افتتاحیه یک بلایدر بازی کرد.

  • Weir played a blinder in yesterday's semifinal.


    ویر در نیمه نهایی دیروز یک بلایدر بازی کرد.

  • Blinders prevent a horse seeing behind it.


    کرکره ها مانع از دیدن اسب در پشت آن می شوند.

synonyms - مترادف
  • obstruction


    انسداد

  • blindfold


    چشم بسته

  • bluff


    بلوف

  • flab


    شل

  • hood


    کاپوت ماشین


  • سایه

antonyms - متضاد

  • آگاه تر

  • more eagle-eyed


    بیشتر چشم عقابی

لغت پیشنهادی

flier

لغت پیشنهادی

condensed

لغت پیشنهادی

ancestor