blinder
blinder - کور
noun - اسم
UK :
US :
عملکرد عالی به خصوص در ورزش
عملکرد عالی در برخی از فعالیت ها، به ویژه در ورزش
دو تکه چرم که در کنار چشم اسب قرار می گیرد تا فقط جلو را ببیند
حتی پس از صحنه انفجاری با پزشکش، استرنبورگ چشمانش را روشن نگه داشت.
ما بالاخره با واقعیت بدون کورهای ایدئولوژیک روبرو هستیم.
However investment without a clear idea of the electronic commerce architecture being built would be akin to driving with blinders on.
با این حال، سرمایهگذاری بدون داشتن ایده روشنی از معماری تجارت الکترونیکی که ساخته میشود، شبیه رانندگی با پردهها خواهد بود.
I planned to maintain a single-minded focus on my studies, to get through and excel-with blinders on.
من برنامهریزی کردم که روی مطالعاتم متمرکز شوم، تا بدون چشمپوشی به موفقیت برسم.
حیف که این نسخه در Ahmanson با پرده نصب شده بود.
کور کننده یک بازی
وارن در بازی افتتاحیه یک بلایدر بازی کرد.
ویر در نیمه نهایی دیروز یک بلایدر بازی کرد.
کرکره ها مانع از دیدن اسب در پشت آن می شوند.
obstruction
انسداد
blindfold
چشم بسته
bluff
بلوف
flab
شل
hood
کاپوت ماشین
سایه