consciously
consciously - آگاهانه
adverb - قید
UK :
US :
ناخودآگاه
آگاهی
هوشیار، آگاه
آگاهانه
---
---
---
به نحوی که شامل توجه یا درک چیزی می شود
به گونه ای که شامل توجه به وجود یا وجود یک چیز خاص است
به نحوی که مصمم و عمدی باشد
صدا تأثیرات عمیق تری بر ما دارد از آنچه که ما آگاهانه تصور می کنیم.
خودآگاه یا ناخودآگاه انتخاب کردی.
بیمار ممکن است آگاهانه از احساسات آگاه نباشد.
ممکن است آگاهانه یا غیر آگاهانه نسبت به افرادی که با شما متفاوت هستند تعصب داشته باشید.
من فکر نمیکنم که او آگاهانه نسبت به مردم بیادب باشد - فقط همینطور است.
یادم می آید که آگاهانه با خودم گفتم: من نمی خواهم مانند آنها باشم.
deliberately
به عمد
intentionally
از قصد
wittingly
آگاهانه
knowingly
عمدا
purposely
به طور هدفمند
purposefully
طراحی شده
willfully
به صورت هدفمند
designedly
توصیه شده
purposively
حساب شده
advisedly
با طراحی
از پیش برنامه ریزی شده
calculatedly
محاسباتی
پیشاپیش
premeditatedly
با خونسردی
wilfully
با قصد
calculatingly
با سوء نیت از قبل
prepensely
به طور غیر تصادفی
premeditatively
ناخواسته
هدف
purposedly
مطالعه شده
with intent
به طور داوطلبانه
with malice aforethought
قاطعانه
uncoincidentally
پس از بررسی
wantonly
با چشمانی کاملا باز
apurpose
studiedly
intendedly
voluntarily
determinedly
inadvertently
ناخواسته
unconsciously
ناخودآگاه
unintentionally
سهوا
unknowingly
ناآگاهانه
unwittingly
به طور تصادفی
subconsciously
به طور غیر ارادی
accidentally
اتفاقا
involuntarily
بر خلاف انتظار
incidentally
تصادفا
unexpectedly
به طور اتفاقی
fortuitously
تصادفی
casually
به طرز سرسام آوری
coincidentally
به صورت تصادفی
اشتباها
serendipitously
بدون برنامه ریزی
randomly
بدون فکر
بی خبر
unpremeditatedly
به اشتباه
unthinkingly
اشتباه
unawares
بدون طراحی
misguidedly
به طور روان
mistakenly
بر حسب تصادف
adventitiously
اتفاقی
haphazardly
غیرمنتظره
undesignedly
بی گناه
flukily
by coincidence
by happenstance
innocently