interstate
interstate - بین ایالتی
adjective - صفت
UK :
US :
جاده ای عریض که بین ایالت ها می رود و ماشین ها می توانند در آن بسیار سریع تردد کنند
involving different states, especially in the US
شامل ایالت های مختلف، به ویژه در ایالات متحده است
شامل بیش از یک ایالت، به ویژه در ایالات متحده است
شامل دو یا چند ایالتی است که برخی از کشورها مانند ایالات متحده به آنها تقسیم شده اند
جاده ای سریع و عریض که بین ایالت ها می رود و شهرهای مهم ایالات متحده را به هم متصل می کند
شامل دو یا چند ایالت ایالات متحده است
شامل دو یا چند ایالت، به ویژه در ایالات متحده است
مانند بسیاری از ایالت های بین ایالتی، فضای کمی عجیب و غریب بود، یک شکاف باریک که توسط درختان بلند حصار شده بود.
Now the camper-carried egg masses from the West will be passing camper-carried egg masses frorn the East on the interstates.
اکنون تودههای تخمهای حامل کمپر از غرب، تودههای تخمهای حامل کمپر را از شرق و در بین ایالتها عبور خواهند داد.
On holidays and weekends, the interstates grow thick with campers from Florida, truckers from Vermont, and Bay State skiers.
در تعطیلات و آخر هفتهها، ایالتهای بینایالتی با کمپینگهایی از فلوریدا، کامیوندارانی از ورمونت، و اسکیبازان ایالت خلیج پر میشوند.
interstate commerce
تجارت بین ایالتی
سیستم بزرگراه بین ایالتی
interstate banking legislation
قانون بانکداری بین ایالتی
interstate road transport costs
هزینه های حمل و نقل جاده ای بین ایالتی
interstate sales/shipments
فروش / حمل و نقل بین ایالتی
interstate banking/commerce/trade
بانکداری بین ایالتی/تجارت/تجارت
freeway
آزادراه
