realpolitik
realpolitik - realpolitik
noun - اسم
UK :
US :
سیاست مبتنی بر موقعیت ها و نیازهای عملی و نه بر اساس اصول یا ایده های اخلاقی
practical politics decided more by the urgent needs of the country political party etc., than by morals or principles
سیاست عملی که بیشتر بر اساس نیازهای فوری کشور، حزب سیاسی و غیره تصمیم گیری می شود تا اخلاقیات یا اصول.
دیپلماسی و سیاست واقعی همچنان او را مجذوب خود می کند.
در دنیای تجارت و سیاست واقعی، هیچ اهمیتی ندارد.
In Britain, commercial realpolitik had won the day.
در بریتانیا، سیاست واقعی تجاری برنده این روز شده بود.
این نقش استادان رئالپولیتیک را به وجود میآورد، ماکیاولیستی به معنای اصلی کلمه.
و البته تقلب برای اجرای سیاست واقعی ضروری بود.
در سنت خوب قدیمی سیاست واقعی، رئیس کارکنان و بودجه را کنترل می کند.
آیا در حقیقت گزینه دیگری جز سیاست واقعی Wapping وجود داشت؟
What the idealism of the non-aligned movement could not bring about may finally happen through realpolitik.
آنچه که آرمانگرایی جنبش غیرمتعهدها نتوانست بهوجود بیاورد، ممکن است در نهایت از طریق رئالپولیتیک اتفاق بیفتد.
raison d'etat
دلیل وجود
توجه
diplomacy
دیپلماسی
expediency
مصلحت
منافع ملی
سیاست
idealism
آرمان گرایی
morality
اخلاق
سیاست آرمان گرایانه
idealistic politics
ایدئوکراسی
ideocracy
ایده آل اتوپیایی
utopian ideal
اصول
principles
استانداردها
standards
اخلاقیات
ethic
تمامیت
ethos
عقیده
morals
باور
integrity
باورها
creed
آداب و رسوم
credo
آرمان ها
وجدان
beliefs
استاندارد
mores
هدایت
ideals
HonourUK
conscience
نجابت
افتخار ایالات متحده
ایده آل
honourUK
خواص
decency
قرارداد
honorUS
هنجارها
شاخص
virtues
کیشوتیسم
رمانتیسم
norms
quixotism
romanticism
