slanted
slanted - اریب
adjective - صفت
UK :
US :
providing facts or information in a way that unfairly supports only one side of an argument or one opinion – used to show disapproval
ارائه حقایق یا اطلاعات به گونه ای که به طور غیرمنصفانه تنها از یک طرف استدلال یا یک نظر پشتیبانی می کند - برای نشان دادن عدم تایید استفاده می شود.
sloping
شیب دار
شیب دار در یک جهت
showing information about one person one side of an argument etc. in such a positive or negative way that it is unfair
نشان دادن اطلاعات یک فرد، یک طرف بحث و غیره به گونه ای مثبت یا منفی که ناعادلانه است.
Her arguments are clearly slanted in favour of capital punishment in spite of her religious convictions.
علیرغم اعتقادات مذهبی او به وضوح به نفع مجازات اعدام است.
In return Televisa provided slanted news coverage that helped keep the Institutional Revolutionary Party eternally in power.
در مقابل، Televisa پوشش خبری کجتری ارائه کرد که به حفظ حزب انقلابی نهادی برای همیشه در قدرت کمک کرد.
سفید موضع سختی در برابر گزارش های کج خواهد داشت.
oblique
مورب
tilted
کج شده
sloping
شیب دار
slantwise
به صورت مایل
listing
فهرست کردن
inclined
کج شدن
tilting
تن به تن
pitched
تکیه دادن
leaning
مایل
slant
کنده شده
canted
چنگک زده
sloped
نمی تونم
diagonal
درجه بندی شد
raked
اریب
cant
کج
graded
کج کردن
aslope
زاویه دار
slanting
چشمک زدن
askew
در یک زاویه
aslant
مستقیم نیست
angled
خمیده
inclining
شیب
squint
روی شیب
crooked
skew
lopsided
cambered
atilt
زوج
مرحله
سر راست
roman
رومی
symmetrical
متقارن
upright
عمودی
balanced
متعادل
unleaning
بی تکیه
perpendicular
عمود بر
straightforward
سرراست
forthright
صریح
خوب
در دوره
خیلی خوب
درست
مربع
درست است، واقعی
aligned
هم راستا
symmetrically
به صورت متقارن
در صف
