unread

base info - اطلاعات اولیه

unread - خوانده نشده

adjective - صفت

/ˌʌnˈred/

UK :

/ˌʌnˈred/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unread] در گوگل
description - توضیح
  • unread books, papers etc have not been read


    کتاب های خوانده نشده، مقالات و غیره خوانده نشده اند

  • A large proportion of the books were most probably unread.


    بخش بزرگی از کتاب ها به احتمال زیاد خوانده نشده بودند.

  • Both subscriptions cost about £800 per year and both have the nasty habit of being so voluminous as to go largely unread.


    هر دو اشتراک حدود 800 پوند در سال هزینه دارند و هر دو عادت بدی دارند که آنقدر حجیم هستند که تا حد زیادی خوانده نمی شوند.

  • There was a pile of unread mail on his desk.


    روی میزش انبوهی از نامه های خوانده نشده بود.

  • In fact I would not have disturbed those unread pages for the world.


    در واقع، من آن صفحات خوانده نشده را برای دنیا مزاحم نمی کردم.

  • Paul sat down and began to make his way through the pile of unread papers on the table.


    پل نشست و راهش را از میان انبوه کاغذهای خوانده نشده روی میز باز کرد.

  • He was a tourist peering over a painter's shoulder as he scanned my unread stack of books.


    او توریستی بود که روی شانه یک نقاش نگاه می کرد و پشته کتاب های خوانده نشده ام را اسکن می کرد.


  • اغلب آنها کاملا خوانده نمی شوند، مگر اینکه و تا زمانی که اختلافی ایجاد شود.

example - مثال
  • a pile of unread newspapers


    انبوهی از روزنامه های خوانده نشده

  • The manuscript was returned unread.


    دست نوشته خوانده نشده برگردانده شد.

synonyms - مترادف
  • illiterate


    بی سواد

  • uneducated


    درس نخوانده

  • unschooled


    نادان

  • ignorant


    شب زده

  • benighted


    آموزش ندیده

  • unlettered


    ناآموخته

  • untaught


    بی تربیت

  • unlearned


    آنالفبایی

  • untutored


    بی دستور

  • nonliterate


    ساده

  • analphabetic


    تاریک

  • uninstructed


    بی ادب


  • ناروشن


  • فاقد تعلیم

  • rude


    بی اطلاع

  • unenlightened


    کشت نشده

  • untrained


    غیر علمی

  • uninformed


    به عقب

  • uncultivated


    بی فرهنگ

  • unscholarly


    غیر پیچیده

  • backward


    آدم ساده

  • uncultured


    بی تجربه

  • unsophisticated


    ضخیم

  • naive


    مغز پرنده

  • inexperienced


    بی فکر


  • بی عقل

  • birdbrained


    دیر فهم

  • mindless


    بی گناه

  • witless


  • obtuse



antonyms - متضاد
  • educated


    تحصیل کرده

  • knowledgeable


    آگاه

  • lettered


    نامه دار

  • literate


    باسواد

  • schooled


    به خوبی آگاه است

  • well-informed


    خوب خوانده شده

  • well-read


    آشنا شد

  • acquainted


    آشنا


  • مطلع

  • informed


    متبحر

  • conversant


    همگام

  • versed


    یاد گرفت

  • abreast


    بالا

  • learned


    علمی

  • up


    با فرهنگ

  • scholarly


    دانشمند


  • تعلیق شده است

  • cultured


    کشت شده است

  • cognizant


    درك كردن

  • erudite


    انجام شده است

  • sussed


    روشن شده

  • cultivated


    خوب تحصیل کرده


  • باهوش


  • پر فکر

  • accomplished


    مدرسه ای

  • enlightened


  • illuminated


  • well educated


  • intelligent



  • scholastic


لغت پیشنهادی

bedroom

لغت پیشنهادی

healing

لغت پیشنهادی

age