unread
unread - خوانده نشده
adjective - صفت
UK :
US :
کتاب های خوانده نشده، مقالات و غیره خوانده نشده اند
بخش بزرگی از کتاب ها به احتمال زیاد خوانده نشده بودند.
Both subscriptions cost about £800 per year and both have the nasty habit of being so voluminous as to go largely unread.
هر دو اشتراک حدود 800 پوند در سال هزینه دارند و هر دو عادت بدی دارند که آنقدر حجیم هستند که تا حد زیادی خوانده نمی شوند.
روی میزش انبوهی از نامه های خوانده نشده بود.
در واقع، من آن صفحات خوانده نشده را برای دنیا مزاحم نمی کردم.
پل نشست و راهش را از میان انبوه کاغذهای خوانده نشده روی میز باز کرد.
او توریستی بود که روی شانه یک نقاش نگاه می کرد و پشته کتاب های خوانده نشده ام را اسکن می کرد.
اغلب آنها کاملا خوانده نمی شوند، مگر اینکه و تا زمانی که اختلافی ایجاد شود.
illiterate
بی سواد
uneducated
درس نخوانده
unschooled
نادان
ignorant
شب زده
benighted
آموزش ندیده
unlettered
ناآموخته
untaught
بی تربیت
unlearned
آنالفبایی
untutored
بی دستور
nonliterate
ساده
analphabetic
تاریک
uninstructed
بی ادب
ناروشن
فاقد تعلیم
rude
بی اطلاع
unenlightened
کشت نشده
untrained
غیر علمی
uninformed
به عقب
uncultivated
بی فرهنگ
unscholarly
غیر پیچیده
backward
آدم ساده
uncultured
بی تجربه
unsophisticated
ضخیم
naive
مغز پرنده
inexperienced
بی فکر
بی عقل
birdbrained
دیر فهم
mindless
بی گناه
witless
obtuse
educated
تحصیل کرده
knowledgeable
آگاه
lettered
نامه دار
literate
باسواد
schooled
به خوبی آگاه است
well-informed
خوب خوانده شده
well-read
آشنا شد
acquainted
آشنا
مطلع
informed
متبحر
conversant
همگام
versed
یاد گرفت
abreast
بالا
learned
علمی
با فرهنگ
scholarly
دانشمند
تعلیق شده است
cultured
کشت شده است
cognizant
درك كردن
erudite
انجام شده است
sussed
روشن شده
cultivated
خوب تحصیل کرده
باهوش
پر فکر
accomplished
مدرسه ای
enlightened
illuminated
well educated
intelligent
scholastic