wondered

base info - اطلاعات اولیه

wondered - شگفت زده

N/A - N/A

ˈwʌn.dɚ

UK :

ˈwʌn.dər

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [wondered] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Shouldn't you phone home? Your parents will be wondering where you are.


    نباید به خانه تلفن بزنی؟ والدین شما از خود می پرسند که کجا هستید.

  • He's starting to wonder whether he did the right thing in accepting this job.


    او شروع به تعجب کرده است که آیا در پذیرش این شغل کار درستی انجام داده است.

  • Will this turkey be big enough for eight I wonder?


    نمی دانم این بوقلمون به اندازه 8 عدد بزرگ خواهد بود؟

  • Have you decided where you're going next summer? I've been wondering about (= considering) going to Florida.


    تصمیم گرفتی تابستان آینده کجا بری؟ من در مورد (= در نظر گرفتن) رفتن به فلوریدا متعجب بودم.

  • We were wondering if/whether you'd like to have dinner with us some time?


    ما از خود می پرسیدیم که آیا می خواهید زمانی با ما شام بخورید؟


  • نمی دانم آیا می توانید کره را به من بدهید؟


  • نمی‌خواهم اطلاعاتی در مورد مکان‌های دیدنی در این منطقه به من بدهید؟

  • I don't wonder (that) she burst into tears after the way you spoke to her.


    من تعجب نمی کنم (که) بعد از صحبتی که شما با او کردید، او به گریه افتاد.

synonyms - مترادف

  • فکر

  • pondered


    تأمل کرد

  • reflected


    منعکس شده است

  • deliberated


    مورد بررسی قرار گرفت

  • considered


    در نظر گرفته شده

  • contemplated


    تامل کرد

  • analyzedUS


    تجزیه و تحلیل US

  • debated


    بحث شد

  • dwelled


    ساکن شد

  • dwelt


    ارزیابی شد

  • evaluated


    کشف

  • figured out


    مراقبه کرد

  • meditated


    استدلال کرد

  • reasoned


    نشخوار کرد

  • ruminated


    درک کرد

  • understood


    تجزیه و تحلیل انگلستان

  • analysedUK


    دستگیر شد

  • appraised


    طوفان فکری کرد

  • apprehended


    پرورش یافته

  • brainstormed


    فکر کرده

  • brooded


    متمرکز شده است

  • cogitated


    تشخیص داد

  • comprehended


    رقم زده است

  • concentrated


    انگلستان روشنفکر

  • discerned


    متفکر

  • examined


    فرآوری شده

  • figured


  • intellectualisedUK


  • minded


  • mused


  • processed


antonyms - متضاد
  • ignored


    نادیده گرفته شده است

  • disregarded


    نادیده گرفته شده

  • overlooked


    اجتناب کرد

  • avoided


    یادم رفت

  • forgot


    فراموش کردن

  • forgat


    فراموش شده

  • forgotten


    بد فهمیده شده

  • misheeded


    پرش کرد

  • skipped


    دور زد

  • bypassed


    تخفیف داده شده است

  • discounted


    عبور کرده است

  • overpassed


    بی توجه

  • unheeded


    بی فکر

  • unminded


    کوچک شده

  • shunned


    طرد شد

  • slighted


    مسواک زده کنار

  • snubbed


    غفلت

  • brushed aside


    گذشت

  • neglected


    توجهی نکرد

  • passed over


  • paid no attention to


  • paid no heed to


  • paid no mind to


لغت پیشنهادی

revisionism

لغت پیشنهادی

bane

لغت پیشنهادی

dub