bramble
bramble - برامبل
noun - اسم
UK :
US :
یک بوته توت سیاه وحشی
بوته ای وحشی با خار که توت سیاه تولید می کند
a blackberry
آ توت سیاه
هر بوته وحشی با خار
بوته ای با خار (= رویش های نوک تیز)
او از روی ریشه ها و ریشه ها پرید.
To try and get to it by going round outside the garden wall meant ploughing through waist-high nettles and clumps of bramble.
تلاش برای رسیدن به آن با دور زدن در بیرون از دیوار باغ به معنای شخم زدن گزنه های تا کمر و توده های قلیه بود.
بعد از یک ماه، نیل نیل آواز خواهد خواند و لانه خود را در خروارها خواهد ساخت.
Some were hanging on the brambles and a few flat wet clots were lying well out in open ground beyond the clump.
برخی از آنها به سینهها آویزان شده بودند و چند لخته صاف و مرطوب به خوبی در زمین باز آن سوی توده قرار داشتند.
او برامبل ها را دوباره مرتب کرد، سوار دوچرخه اش شد و به طرف حیاط آسیاب رکاب زد.
زیر خرچنگ و خاکشیر می چرخیم، زمین حاصلخیز را می شکنیم و دانه های جادویی می کاریم.
At this time brambles are dormant, the sap is within the ground and the brambles themselves have become dry.
در این زمان خرچنگ خوابیده است، شیره آن در داخل زمین است و خود خرچنگ خشک شده است.
چاق ترین خرگوش ها در زمستان اغلب در مجاورت برامبل ها یافت می شوند.