adamant
adamant - تزلزل ناپذیر
adjective - صفت
UK :
US :
مصمم هستید که نظر یا تصمیمی که گرفته اید را تغییر ندهید
متقاعد کردن غیرممکن است یا تمایلی به تغییر نظر یا تصمیم ندارد
تمایلی به متقاعد شدن برای تغییر نظر یا تصمیم ندارد
ماتیوس تا امروز بر بی گناهی خود قاطعانه است.
قدیمیها در مورد اینکه کدام داروها برای آنها مؤثر است و کدام نه بسیار سرسخت بودند.
مرد مغازه سرسخت بود. او گفت: «قطعاً نه.
نیکولسون همیشه بر این باور بود که فیلمهایش مصرف مواد مخدر را تشویق نمیکنند.
نیکلسون همیشه در ذهن خود کاملاً مصمم بود که فیلم هایش مصرف مواد مخدر را تشویق نمی کند.
نخست وزیر در این مورد قاطعانه بود.
دولت سالیناس مصمم است که کاهش ارزش زیاد هم مضر و هم غیرضروری است.
Stevens is adamant that Golding and his council colleagues have failed to address prejudice in city government.
استیونز قاطعانه معتقد است که گلدینگ و همکارانش در شورای شهر نتوانستهاند به تعصبات در دولت شهر رسیدگی کنند.
تیلور قاطعانه بود که قرار نیست دست از کار بکشد.
کمیسیون می گوید که قاطعانه است که مردم حرف آخر را خواهند زد.
اوا مصمم بود که نخواهد آمد.
دولت مصر بود که پول بیشتری در دسترس نیست.
من به او گفته ام که باید در خانه بماند و استراحت کند، اما او قاطعانه می گوید که می آید.
او مصمم بود که یک رقصنده شود.
شهردار قاطعانه از در نظر گرفتن افزایش مالیات خودداری کرد.
inflexible
انعطاف ناپذیر
uncompromising
سازش ناپذیر
unyielding
تسلیم ناپذیر
obstinate
لجباز
unbending
خم نشدنی
obdurate
سرسخت
stubborn
یک دنده
dogged
سرکش
intransigent
ناسازگار
implacable
غیر منقول
immovable
بی امان
unrelenting
محکم
مهم
pertinacious
مشخص
determined
با اراده
wilful
مصمم
headstrong
مولیش
resolute
صاحب نظر
mulish
سخت
opinionated
منحرف
ثابت قدم
perverse
سر خوک
steadfast
تزلزل ناپذیر
willful
سفت و سخت
pigheaded
سر گاو
unwavering
آدامانتین
rigid
سخت شده
bullheaded
adamantine
hardheaded
hardened
compliant
سازگار
flexible
قابل انعطاف
pliant
انعطاف پذیر
yielding
تسلیم شدن
acquiescent
رضایت بخش
agreeable
قابل قبول
amenable
قابلیت
complying
رعایت کردن
pliable
سازش
relenting
اسان گیر
compromising
سست
easy-going
پذیرا
lax
پاسخگو
receptive
مستعد
responsive
کششی
susceptible
قابل تحمل
tensile
نامطمئن
tractable
نامعین
unsure
بی اراده
indefinite
ملایم
irresolute
متحرک
lenient
در حال حرکت
movable
نرم
moving
مطیع
ثابت نشده
submissive
ضعیف
supple
مایل بودن
unfixed
رضایت دادن
consenting