allergen

base info - اطلاعات اولیه

allergen - آلرژن

noun - اسم

/ˈælərdʒən/

UK :

/ˈælədʒən/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [allergen] در گوگل
description - توضیح
  • a substance that causes an allergy


    ماده ای که باعث ایجاد حساسیت می شود

  • a substance that can cause an allergy (= condition of the body reacting badly to something) but is not harmful to most people


    ماده ای که می تواند آلرژی ایجاد کند (= وضعیت واکنش بد بدن به چیزی) اما برای اکثر مردم مضر نیست.

  • The antibodies are protein molecules that can fit on to an allergen and inactivate it.


    آنتی بادی ها مولکول های پروتئینی هستند که می توانند روی یک آلرژن قرار بگیرند و آن را غیرفعال کنند.

  • The dust mite, which thrives in warm moist air is the greatest source of allergens for asthmatics.


    کنه گرد و غبار که در هوای گرم و مرطوب رشد می کند، بزرگترین منبع آلرژن برای مبتلایان به آسم است.

  • You should also be suspicious of foods that are known to be potent allergens.


    همچنین باید به غذاهایی که به عنوان آلرژن های قوی شناخته می شوند مشکوک باشید.

  • Certain foods seem to contain more potent allergens than others.


    به نظر می رسد برخی از غذاها حاوی آلرژن های قوی تری نسبت به بقیه هستند.

  • Half the children received shots designed to provide immunity to seven allergens such as dust mites and pollens.


    نیمی از کودکان واکسن هایی دریافت کردند که برای ایجاد ایمنی در برابر هفت ماده حساسیت زا مانند کنه های گرد و غبار و گرده ها طراحی شده بود.

  • Antibodies formed in response to the allergens lead to the release of histamine, which is what produces allergic symptoms.


    آنتی بادی هایی که در پاسخ به آلرژن ها تشکیل می شوند منجر به آزاد شدن هیستامین می شوند که علائم آلرژیک را ایجاد می کند.

  • Obviously avoiding exposure to allergens is the best way to prevent allergic reactions.


    بدیهی است که اجتناب از قرار گرفتن در معرض آلرژن ها بهترین راه برای جلوگیری از واکنش های آلرژیک است.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • antigen


    آنتی ژن

  • dander


    شوره

  • irritant


    تحریک کننده

  • pollen


    گرده

  • ragweed


    ابروسیا

  • dust mite


    کنه گرد و غبار


  • شئ خارجی

  • immune trigger


    محرک ایمنی

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

ignorance

لغت پیشنهادی

demolition

لغت پیشنهادی

inflation