amateurish
amateurish - آماتوری
adjective - صفت
UK :
US :
ماهرانه انجام نشده یا ساخته نشده است
بدون مهارت یا نشان دادن مهارت
بدون مهارت زیاد اجرا شد
همه اینها، به چشم غربی، کودکانه و آماتوری هستند.
اما بقیه بازیگری یا ضعیف است یا کاملا آماتوری است.
Is his dramatic performance appropriate parody or merely amateurish?
آیا اجرای دراماتیک او تقلیدی مناسب است یا صرفاً آماتوری؟
But the campaigns have been very amateurish and low-key and many of the younger people are not interested.
اما کمپینها بسیار آماتورانه و کمکم بودهاند و بسیاری از جوانان علاقهای به آن ندارند.
او گفت که بیشتر آنها تلاش های آماتوری بودند.
But efforts to keep the narrative on track are often disrupted by amateurish lighting and camerawork.
اما تلاشها برای حفظ روایت در مسیر اصلی اغلب با نورپردازی آماتوری و دوربینبرداری مختل میشود.
For the subsidy has encouraged amateurish management and an uncommercial approach.
این یارانه مدیریت آماتوری و رویکرد غیرتجاری را تشویق کرده است.
It was a surprisingly amateurish movie.
این یک فیلم شگفت انگیز آماتوری بود.
اما مقامات امنیتی به چندین نشانه از کار آماتوری نیز اشاره کردند.
inexpert
بی خبره
amateur
آماتور
bungling
درهم ریختن
clumsy
دست و پا چلفتی
crude
خام
unprofessional
غیر حرفه ای
unskilful
ناشیانه
blundering
اشتباه کردن
dilettante
دلتنگی
dilettantish
گچ
gauche
بی عرضه
incompetent
بی منطق
inept
بی تجربه
inexperienced
سرگرد
jackleg
بد اخلاقی
maladroit
ناتمام
nonprofessional
غیر ماهر
unaccomplished
بی مهارت
unskilled
بلا استفاده
unskillful
بوج شده
useless
خراب
bodged
متلاطم
botched
بوش لیگ
bumbling
بی مزه
bush-league
بی کیفیت
insipid
سیلی زدن
shoddy
لغزنده
slapdash
درهم و برهم
slipshod
غیر استاندارد
sloppy
substandard
حرفه ای
کارشناس
ace
آس
adept
ماهر
consummate
کامل
crackerjack
کرکرجک
experienced
با تجربه
استاد
masterful
استادانه
masterly
فضیلت دار
virtuosic
دارای ذوق هنری
virtuoso
قادر
صالح
competent
ماهر ایالات متحده
dexterousUS
در انگلستان تمرین کرد
practisedUK
انگلستان ماهر
skilfulUK
skillfulUS
skilled
انجام شده است
skillfulUS
با استعداد
accomplished
مسلط
talented
برجسته
proficient
واجد شرایط
outstanding
باهوش
qualified
ترک
clever
چیره دست
deft
عالی
براوورا
adroit
bravura