animus
animus - آنیموس
noun - اسم
UK :
US :
احساس بیزاری یا نفرت شدید
احساس نفرت یا خشم نسبت به کسی یا چیزی
He did not in any case have a high opinion of Santayana - an animus which Santayana reciprocated towards Eliot.
او در هر صورت نظر بالایی به سانتایانا نداشت - دشمنی که سانتایانا متقابلاً به الیوت پاسخ داد.
رمان خصومت خاصی در برابر جین می کشد.
با وجود این، دشمنی او با پدرش در حال کاهش بود.
At the same time the incident showed his liability to argue from passion and personal animus to philosophical or political generality.
در عین حال، این واقعه مسئولیت او را در بحث از شور و خصومت شخصی به کلیت فلسفی یا سیاسی نشان داد.
زیرا دشمنی پاوند علیه ویرژیل از همان ابتدا عمیق و خطرناک بود و همچنان ادامه داشت.
Neither was deterred by the fact that the inevitable visceral animus they are fueling among voters has five more months to fester.
این واقعیت که دشمن احشایی اجتنابناپذیری که در میان رایدهندگان ایجاد میکنند، پنج ماه دیگر فرصت دارد تا به قوت خود بیفتد.
animosity
خصومت
hatred
نفرت
hostility
تلخی
bitterness
انزجار
antipathy
دشمنی
enmity
بدخواهی
malice
رنجش
resentment
تضاد
malevolence
کینه
antagonism
کینه توز
تندی
grudge
rancourUK
detestation
کینه توزی
rancorUS
صفرا
acrimony
حدت
rancourUK
زردی
spitefulness
خون بد
malignity
با وجود
gall
بیزاری
virulence
زهر
jaundice
دوست نداشتن
bile
طحال
احساس مریضی
spite
aversion
venom
dislike
spleen
abhorrence
amity
رفاقت
friendliness
دوستی
goodwill
حسن نیت
cordiality
صمیمیت
خیرخواهی
benevolence
مهربانی
kindliness
خیریه
معاشرت
fellowship
نبوغ
geniality
برادری
brotherhood
همسایگی انگلستان
neighbourlinessUK
همسایگی ایالات متحده
neighborlinessUS
هارمونی
harmony
درك كردن
cordialness
گرما
کم رویی
warmth
صلح
comity
توافق
مشارکت
accord
صلح طلبی
concord
هماهنگی
با هم بودن
peacefulness
peaceableness
concurrence
harmoniousness
togetherness
fraternity
amicableness
brotherliness