approved

base info - اطلاعات اولیه

approved - تایید شده

N/A - N/A

əˈpruːvd

UK :

əˈpruːvd

US :

family - خانواده
approval
تصویب
disapproval
رد
approving
تایید کردن
disapproving
عدم تایید
approve
تایید
disapprove
رد کردن
approvingly
با تایید
disapprovingly
با مخالفت
google image
نتیجه جستجوی لغت [approved] در گوگل
description - توضیح
  • officially recognized as being of a particular level or standard


    رسماً به عنوان یک سطح یا استاندارد خاص شناخته شده است

  • used to refer to something that is generally or officially accepted as being correct or satisfactory


    برای اشاره به چیزی استفاده می شود که به طور کلی یا رسمی به عنوان صحیح یا رضایت بخش پذیرفته شده است

  • The concession will not therefore normally apply to rights already granted under an approved employee share scheme.


    بنابراین امتیاز معمولاً در مورد حقوقی که قبلاً تحت یک طرح سهام تأیید شده کارمندان اعطا شده است اعمال نمی شود.

  • Finally he was sent to an approved school and then he disappeared from the district.


    در نهایت او را به یک مدرسه تایید شده فرستادند و سپس از منطقه ناپدید شد.

  • Again applications may be made by the nearest relative or an approved social worker and two medical recommendations are required.


    مجدداً، ممکن است درخواست‌ها توسط نزدیکترین بستگان یا یک مددکار اجتماعی تأیید شده انجام شود و دو توصیه پزشکی لازم است.

  • The 1983 Mental Health Act stipulated that only approved social workers should be allowed to deal with mental health cases.


    قانون بهداشت روانی 1983 تصریح کرد که فقط مددکاران اجتماعی مورد تایید باید اجازه رسیدگی به موارد بهداشت روان را داشته باشند.

example - مثال
  • What's the approved way of dealing with this?


    روش تایید شده برای مقابله با این چیست؟

  • This school only offers approved language courses.


    این مدرسه فقط دوره های زبان مورد تایید را ارائه می دهد.

synonyms - مترادف
  • accepted


    پذیرفته شده

  • established


    ایجاد


  • سنتی


  • مرسوم


  • استاندارد

  • sanctioned


    تحریم شده است

  • recognisedUK


    به رسمیت شناخته شده در انگلستان

  • recognizedUS


    ایالات متحده را شناسایی کرد

  • authorisedUK


    مجاز انگلستان

  • authorizedUS


    مجاز ایالات متحده

  • customary


    رسمی


  • تایید شده

  • confirmed


    معمولی


  • منظم


  • تصدیق کرد

  • acknowledged


    موافقت کرد

  • agreed


    طبیعی


  • درست


  • مشترک


  • اخذ شده

  • received


    جهانی


  • مناسب


  • تایید شده است

  • endorsed


    گذشت

  • passed


    گواهی شده

  • certified


    مجاز

  • allowed


    پشتیبانی

  • supported


    تایید کرد

  • affirmed


    تصویب شد

  • ratified


    حمایت کرد

  • backed


antonyms - متضاد
  • disapproved


    مورد تایید قرار نگرفت

  • refused


    رد

  • uncertain


    نا معلوم

لغت پیشنهادی

atlas

لغت پیشنهادی

tactile

لغت پیشنهادی

high street bank