artichoke

base info - اطلاعات اولیه

artichoke - کنگر فرنگی

noun - اسم

/ˈɑːrtɪtʃəʊk/

UK :

/ˈɑːtɪtʃəʊk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [artichoke] در گوگل
description - توضیح
  • a type of round green vegetable which has buds with leaves that you eat which are like the petals of a flower


    یک نوع سبزی گرد سبز که دارای جوانه هایی با برگ هایی است که می خورید مانند گلبرگ های گل


  • گیاهی که ریشه ای مانند سیب زمینی دارد که می توانید بخورید

  • a plant with a round mass of pointed parts like leaves surrounding its flower that are eaten as a vegetable


    گیاهی با توده ای گرد از قسمت های نوک تیز مانند برگ های اطراف گلش که به عنوان سبزی خورده می شود


  • سبزی ریشه ای که شبیه یک سیب زمینی کوچک با شکل ناهموار است

  • a tall plant with a rounded edible top that is enclosed by thick pointed leaves


    گیاهی بلند با بالای گرد خوراکی که توسط برگهای ضخیم و نوک تیز محصور شده است

  • Finally after what seems like peeling back an artichoke, there he is.


    سرانجام، پس از چیزی که به نظر می رسد پوست کندن کنگر فرنگی است، او آنجاست.

  • This time the dish was repeated for the guests and the Shah had an artichoke.


    این بار غذا برای مهمانان تکرار شد و شاه کنگر میل کرد.

  • This amuses us since people are glad to eat such flowers as cauliflower, broccoli, and artichokes.


    این ما را سرگرم می کند، زیرا مردم از خوردن گل هایی مانند گل کلم، کلم بروکلی و کنگر خوشحال هستند.

  • The best deal was an appetizer of a garlicky baked artichoke dip served in a toasted bread boule.


    بهترین پیشنهاد، یک پیش غذا از کنگر فرنگی پخته شده با سیر بود که در یک نان برشته سرو می شد.

  • Cut artichoke hearts in half and add to soup; heat through.


    قلب کنگر فرنگی را نصف کنید و به سوپ اضافه کنید. از طریق گرما

  • Globe artichokes are sprouting new leaves and may need protection from frost in cold areas.


    کنگر گلوب در حال جوانه زدن برگ های جدید است و ممکن است در مناطق سردسیر به محافظت در برابر یخبندان نیاز داشته باشد.

  • Pour over the artichoke hearts and season lightly with salt and pepper.


    روی قلب های کنگر بریزید و کمی با نمک و فلفل مزه دار کنید.

  • The entre was duck with lime sauce served with artichoke bottoms filled with baby carrots.


    غذای اصلی اردک با سس لیموترش بود که با ته کنگر پر از هویج بچه سرو می شد.

example - مثال
  • Cut the artichoke into long quarters and remove the choke (the purple spikes and blond fluff).


    کنگر فرنگی را به قسمت های بلند برش دهید و چوک را بردارید (میخ های بنفش و کرک های بلوند).

  • artichoke hearts


    قلب های کنگر فرنگی

  • Peel the artichokes with a potato peeler then cut them in half lengthways.


    کنگر فرنگی ها را با پوست کن سیب زمینی جدا کنید و از طول به نصف برش دهید.

  • creamy artichoke soup


    سوپ کنگر خامه ای

synonyms - مترادف
  • Cynara cardunculus


    سینارا کاردونکولوس

  • Cynara scolymus


    سینارا اسکولیموس

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

amalgamating

لغت پیشنهادی

administering

لغت پیشنهادی

durham