artwork
artwork - اثر هنری
noun - اسم
UK :
US :
نقاشی ها و عکس هایی که به طور ویژه برای قرار گرفتن در یک کتاب، مجله یا تبلیغات آماده شده اند
نقاشی ها و سایر اشیاء تولید شده توسط هنرمندان
the pieces of art such as drawings and photographs, that are used in books, newspapers, and magazines
آثار هنری مانند نقاشی و عکس که در کتاب ها، روزنامه ها و مجلات استفاده می شود.
یک شی ساخته شده توسط یک هنرمند، به ویژه. یک عکس یا مجسمه
نقاشی ها و عکس هایی که در کتاب ها، روزنامه ها و مجلات استفاده می شود
پوست لاک شفاف شناور در سطح برای آثار هنری و لاک الکل های ظریف مورد استفاده قرار گرفت.
من از پنج قاب پلاستیکی شفاف برای چرخاندن آخرین آثار هنری پسرم استفاده می کنم.
They came to symbolize the excesses of the period: the hype and inflated prices new artwork was able to command.
آنها به نماد افراط و تفریط در دوره آمدند: هیاهو و قیمت های متورم که آثار هنری جدید قادر به فرمان دادن بودند.
Heroes of change locally and internationally, will be honored in a gallery of photography, artwork, paintings and sculpture.
قهرمانان تغییر، در سطح محلی و بین المللی، در گالری عکس، آثار هنری، نقاشی و مجسمه سازی تجلیل خواهند شد.
ما تمام آثار هنری را با هم جمع آوری کرده ایم، اما همچنان در حال بررسی وضعیت فیلم هستیم.
آیا می توانید به من اجازه دهید تا کار هنری تمام شده برای پوستر را تا جمعه داشته باشم؟
30 اثر هنری اصلی از موزه مفقود شده است.
a collection of artwork from tribal cultures
مجموعه ای از آثار هنری از فرهنگ های قبیله ای
تمام آثار هنری کتاب توسط نویسنده انجام شده است.
رنگ آمیزی
sketch
طرح
هنر
طراحی
mural
نقاشی دیواری
نمایندگی
collage
کلاژ
ایجاد
اثر
oeuvre
چاپ
تولید مثل
reproduction
مجسمه سازی
sculpture
اثر هنری
هنر پوشش
تصویر
پرتره
بوم
ترکیب بندی
illustration
قطعه
canvas
روغن
به تصویر کشیدن
آبرنگ ایالات متحده
portraiture
شکل
آبرنگ انگلستان
portrayal
کارتون
watercolorUS
رنگ روغن
طبیعت بی جان
watercolourUK
cartoon
اصلی
