attire
attire - لباس
noun - اسم
UK :
US :
لباس ها
لباس مخصوصاً از نوع خاص یا رسمی
clothes esp. of a particular type
لباس، به ویژه از یک نوع خاص
یهودیان اغلب در مورد رفتار، هدایا و لباس مناسب گیج می شوند.
با ناراحتی به لباس شب خودش نگاه کرد.
زنان برای ثبت مجدد خود در نظام مردسالار از تکههای لباس استفاده میکنند...
Performing will be rockers Ash Black and Thrust, accompanied by the latest in rubbery attire provided by Hydra.
راکرهای Ash Black و Thrust با جدیدترین لباسهای لاستیکی ارائه شده توسط Hydra اجرا خواهند شد.
اما مایو لباس افراد شجاع و بسیار باریک است.
His attackers were beneath his notice and their attire conveyed their ungoverned emotions, if not their ungovernable selves.
مهاجمان او زیر نظر او بودند و لباس آنها احساسات غیرقابل کنترل آنها را منتقل می کرد، اگر نگوییم خود غیرقابل کنترل آنها.
لباس آنها ترکیبی از لباس غم انگیز و ساحلی بود.
لباس
لباس ها
تن پوش
دنده
apparel
پوشاک
garments
ضامن
togs
عادت داشتن
دودز
garb
موضوعات
outfit
پوشیدن
duds
کلوبگر
threads
ژنده پوش
costume
عادت ها
raiment
دکل
vestments
رگالیا
پوشیدنی ها
clobber
علف های هرز
rags
لباس فرم
habiliments
کیت
rig
گروه
costumery
ظرافت
regalia
دامپزشکی
wearables
weeds
kit
vesture
ensemble
finery
vestiary
garms
disarray
بی نظمی
disrobe
لباس پوشیدن
نوار
unclothe
درآوردن
undress
برهنه
untruss
غیرقابل اعتماد
bare
بر هم زدن
به هم ریختن
disarrange
مزاحم
disorganize
گیج کردن
disturb
بهم ریختن
confuse
متلاشی کردن
jumble
درهم ریختن
discompose
مختل کردن
muddle
ژولیده
disrupt
ناراحت
dishevel
muss
upset
برهنه کردن
muss
ول کردن
denude
دهنه
tousle
بر زدن
shed
واگذار کردن
shuffle
مچاله کردن
divest
از بین بردن
rumple
بی نظم
dismantle
دررفتگی
derange
خاموش کردن
dislocate
تقلا
doff
برملا کردن
scramble
uncover
