birdie
birdie - پرنده
noun - اسم
UK :
US :
کلمه ای به معنای پرنده کوچک که مخصوصاً توسط یا برای کودکان استفاده می شود
در گلف، امتیازی که یک امتیاز کمتر از برابر است
یک جسم کوچک با پر که در یک بازی بدمینتون به روی تور برخورد می کنید
در گلف، برای وارد کردن توپ به سوراخ با یک ضربه کمتر از حد
یک پرنده کوچک
in golf an act of getting the ball into the hole in one shot (= hit) less than par (= the expected number) for that hole
در گلف، عمل وارد کردن توپ به سوراخ در یک ضربه (= ضربه) کمتر از برابر (= عدد مورد انتظار) برای آن سوراخ
a small light object with a rounded end to which real or artificial feathers are attached, that is hit over the net in the game of badminton
یک جسم کوچک و سبک با انتهای گرد که پرهای واقعی یا مصنوعی به آن وصل شده و در بازی بدمینتون از روی تور اصابت می کند.
(در گلف) برای گرفتن یک پرنده برای یک سوراخ خاص
(در گلف) امتیاز برای سوراخی که یک امتیاز کمتر از امتیاز معمول است
در آنجا، لئونارد یک پرنده را ضبط کرد و میکلسون یک بوگی 3 پرتاب داشت.
Woods, sensing blood hit a fantastic second from 149 yards that almost went in leaving him a gimme birdie.
وودز که خون را حس میکرد، از فاصله 149 یاردی که تقریباً به داخل میرفت، یک ثانیه فوقالعاده زد و او را به یک مرغ پرنده تبدیل کرد.
شروع آن پرنده بزرگی بود که توسط لی اداره می شد.
اما ایروین تلاش خود برای پرنده را از دست داد و مورگان برای برنده شدن به یک بوگی ضربه زد.
اما جکلین هنوز در موقعیتی بود که میتوانست پرنده درست کند، در فاصله 12 فوتی.
فکر می کنی بعد از پرنده لبخند زد؟
او با واکر صحبت کرده بود و او توپ پرنده را نگه داشت.
او پنجمین و هجدهمین پرنده را انجام داد و دو ضربه را با همتراز تمام کرد.
ویر با یک پرنده 30 فوتی روبرو شد، در حالی که مونتی مسیر خود را در سمت راست سبزه از دست داده بود.
او پنجشنبه چهار سوراخ از پنج سوراخ آخر خود را انجام داد تا در دور اول پیش بیفتد.
cocky
از خود راضی