transatlantic

base info - اطلاعات اولیه

transatlantic - فرا اقیانوس اطلس

adjective - صفت

/ˌtrænzətˈlæntɪk/

UK :

/ˌtrænzətˈlæntɪk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [transatlantic] در گوگل
description - توضیح
  • crossing the Atlantic Ocean


    عبور از اقیانوس اطلس

  • involving countries on both sides of the Atlantic Ocean


    شامل کشورهای دو سوی اقیانوس اطلس است

  • on the other side of the Atlantic Ocean


    در آن سوی اقیانوس اطلس

  • crossing the Atlantic ocean or relating to countries on both sides of the Atlantic Ocean


    عبور از اقیانوس اطلس، یا مربوط به کشورهای دو طرف اقیانوس اطلس

  • crossing the Atlantic Ocean


    یک متحد فراآتلانتیک

  • a transatlantic ally


    در اولین انفجار یخی ماوراء اقیانوس اطلس، او آشکارا از ملاقات نخست وزیر جان میجر که اواخر این ماه از واشنگتن بازدید می کند، خودداری کرد.

  • In the first icy transatlantic blast, he pointedly refused to meet Premier John Major who visits Washington later this month.


    فوکر هواپیمای عالی برای پروازهای فرا اقیانوس اطلس بود.

  • The Fokker was the perfect plane for a transatlantic flight.


    انجمن فراآتلانتیکی مهم‌تر برای همکاری و تبادل دانش، جنبش Teetotal بود که در آن ناسازگاران غالب بودند.

  • A more important transatlantic forum for cooperation and exchange of knowledge was the Teetotal Movement in which Nonconformists predominated.


    آنها نیز در باتری کوچک قابل حمل خود، ماپت ماورای اقیانوس اطلس را دیده بودند.

  • On their tiny battery portable they too had seen the transatlantic moppet.


    یک سازمان فراآتلانتیک

  • a transatlantic organization


    او همچنین با مهندس عمران رابرت سابین، یکی از پیشگامان تلگراف فراآتلانتیک، همکاری داشت.

  • He also had a working association with the civil engineer Robert Sabine, one of the pioneers of transatlantic telegraphy.


    در حال حاضر، حدود نیمی از ترافیک تلفن های بین اقیانوس اطلس از طریق ماهواره انجام می شود.

  • At present around half of transatlantic telephony traffic is carried via satellite.


example - مثال
  • a transatlantic flight


    یک پرواز فرا اقیانوس اطلس

  • a transatlantic alliance


    اتحاد فراآتلانتیک

  • to speak with a transatlantic accent


    با لهجه فراآتلانتیک صحبت کنید

  • transatlantic flights


    پروازهای فرا اقیانوس اطلس

  • a transatlantic phone call


    یک تماس تلفنی فرا اقیانوس اطلس

  • Newfoundland was once an important stop for transatlantic flights.


    نیوفاندلند زمانی ایستگاه مهمی برای پروازهای فراآتلانتیک بود.

synonyms - مترادف
  • intercontinental


    بین قاره ای

  • transoceanic


    فرا اقیانوسی

  • long-haul


    مسافت طولانی


  • خارجی

  • worldwide


    در سراسر جهان


  • بین المللی


  • دور


  • از راه دور

  • alien


    بیگانه


  • غیر صمیمی

  • offshore


    دریایی


  • خیلی دور

  • faraway


    خارج از


  • مهاجر

  • exotic


    غیر بومی

  • expatriate


    transpacific

  • nonnative


    اولترامارین

  • transpacific


    فراسرزمینی

  • ultramarine


    خارج از کشور

  • extraterritorial


    تصادفی

  • overseas


    برون محلی

  • adventitious


    در سرزمین خارجی

  • extralocal


  • non-native



antonyms - متضاد
  • cisatlantic


    سیس آتلانتیک

لغت پیشنهادی

rounded

لغت پیشنهادی

shielded

لغت پیشنهادی

trained