b

base info - اطلاعات اولیه

b - ب

noun - اسم

/biː/

UK :

/biː/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [b] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • ‘Butter’ begins with (a) B/‘B’.


    کره با (الف) B / B شروع می شود.

  • She got (a) B in history.


    او (الف) B در تاریخ گرفت.


  • بریم سراغ پلن A یا پلن B؟

  • Let's pretend A meets B in the park.


    بیایید وانمود کنیم که A در پارک با B ملاقات می کند.

  • For me a car is just a means of getting from A to B.


    برای من ماشین فقط وسیله ای برای رسیدن از A به B است.

  • Bach's Mass in B minor


    توده باخ در ب مینور

  • I was a little disappointed just to be given a B, as I was hoping for an A.


    من فقط از دادن یک B کمی ناامید شدم، زیرا به A امیدوار بودم.

  • I got B for physics last term.


    ترم قبل برای فیزیک B گرفتم.

  • John Winston Lennon (b. 9 October 1940, Liverpool, d. 8 December 1980, New York).


    جان وینستون لنون (زاده 9 اکتبر 1940، لیورپول، متوفی 8 دسامبر 1980، نیویورک).

  • Mrs. Madden gave me a B on my essay for English.


    خانم مدن در مقاله ام برای انگلیسی به من نمره B داد.

  • The company lost $3b last year.


    این شرکت در سال گذشته 3 میلیارد دلار ضرر کرد.

synonyms - مترادف
  • byte


    بایت


  • داده ها


  • واحد

  • eight bits


    هشت بیت

  • octet


    هشت گانه

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

assume

لغت پیشنهادی

airwaves

لغت پیشنهادی

gesture