baseboard
baseboard - قرنیز
noun - اسم
UK :
US :
یک تخته باریک که در پایین دیوارهای داخلی در جایی که با کف تلاقی می کنند ثابت شده است
یک تکه چوب که در امتداد پایین دیوار در جایی که به کف می رسد ثابت شده است
سپس قرنیزهای غبارآلود و گوشه های پف دار اتاق را قبل از اینکه چیزی را برگردانید بشویید.
A generator powers their electricity and they have no furnace to replace because they heat with electric baseboards.
یک ژنراتور برق آنها را تامین می کند و آنها کوره ای برای جایگزینی ندارند زیرا با قرنیزهای الکتریکی گرم می شوند.
این شرکت همچنین قرنیزها و آستانه های انتقال را برای مطابقت با تمام طرح های آنها می سازد.
Keep a simple light background and paint skirting or baseboards and mouldings in a contrasting shade.
یک پس زمینه ساده و روشن داشته باشید و دامن یا قرنیزها و قالب ها را در سایه متضاد رنگ کنید.
It was coming in from all sides, along the baseboards, rising faster than he would have thought possible.
از همه طرف، در امتداد قرنیزها، سریعتر از آن چیزی که فکرش را می کرد بالا می رفت.
You could paint two or three bands of different colours in different widths, starting from the baseboard or skirting.
می توانید دو یا سه نوار با رنگ های مختلف را در عرض های مختلف رنگ کنید، از قرنیز یا دامن شروع کنید.
هر دو سیستم روی داشتن یک سری شبکه های سیمی تعبیه شده در پایه تبلت کار می کنند.
Both the magnetic and capacitive systems work on having a series of wire grids embedded in the baseboard of the tablet.
هر دو سیستم مغناطیسی و خازنی روی داشتن یک سری شبکه های سیمی تعبیه شده در پایه تبلت کار می کنند.
skirting board
تخته دامن
