batteries
batteries - باتری ها
N/A - N/A
UK :
US :
دستگاهی که برای تامین برق رادیوها، خودروها و غیره برق تولید می کند.
تعدادی چیز از نوع مشابه
تعدادی اسلحه بزرگ و سلاح های مشابه که با هم در یک مکان عمل می کنند
→ تخصصی حمله و باتری
In a baseball team the pitcher (= the player who throws the ball) and the catcher (= the player who catches balls that are not hit) are sometimes referred to as the battery
در یک تیم بیسبال، پارچ (= بازیکنی که توپ را پرتاب می کند) و گیر (= بازیکنی که توپ هایی را می گیرد که ضربه نمی خورند) گاهی اوقات به عنوان باتری شناخته می شوند.
using a system of producing a large number of eggs cheaply by keeping a lot of chickens in rows of small cages (= boxes made of wire)
استفاده از سیستم تولید تعداد زیادی تخم مرغ ارزان با نگهداری تعداد زیادی جوجه در ردیف هایی از قفس های کوچک (= جعبه های سیمی)
دستگاهی که برای تامین برق رادیو، ماشین، اسباب بازی و غیره برق تولید می کند.
باتری نیز هر وسیله ای است که از انرژی شیمیایی انرژی الکتریکی تولید می کند.
جرم حمله و ضرب و شتم شخصی
دستگاهی که برای تامین برق خودروها، رادیوها و غیره برق تولید می کند.
تعداد زیادی تست، سوال و غیره
یک باتری قابل شارژ
a battery-operated hairdryer
یک سشوار با باتری
این ساعت زنگ دار از دو باتری متوسط استفاده می کند.
من فکر می کنم باتری خالی/فات شده است (= قدرت خود را از دست داده است).
در آشپزخانه یک باتری چشمگیر از ظروف استیل ضد زنگ روی دیوار آویزان شده است.
باتری ساحل آتش گشود.
پیج و گیبسون با هم ترکیب شدند تا بزرگترین باتری تاریخ بیسبال را تشکیل دهند.
یک شکارچی باید با همتای خود رابطه خوبی برقرار کند.
battery farming
پرورش باتری
battery hens/eggs
مرغ باتری / تخم مرغ
چه اندازه باتری برای ساعت زنگ دار نیاز دارید؟
برای ورود به آن مدرسه باید یک سری آزمون را پشت سر بگذارید.
من باید باتری دوربینم را شارژ کنم.
یک وسیله نقلیه با باتری
کاندیداها باید یک سری تست های هوش را انجام دهند.
cells
سلول ها
accumulators
انباشته ها
individuals
اشخاص حقیقی
ones
آنهایی که
