bidet

base info - اطلاعات اولیه

bidet - بیده

noun - اسم

/bɪˈdeɪ/

UK :

/ˈbiːdeɪ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bidet] در گوگل
description - توضیح

  • یک حمام کوچک کوچک که روی آن می نشینید تا کف خود را بشویید


  • یک حمام کوچک و کم ارتفاع که در آن فرد قسمت پایین بدن خود را می شویند

  • The closest basin to a bidet in the United States in 1897, for instance was a hip bath.


    به عنوان مثال، نزدیکترین حوضچه به یک بیده در ایالات متحده در سال 1897، حمام لگن بود.

  • There was a vogue for bidets in California some years ago but he thinks they are primarily symbolic as jacuzzis have become.


    چند سال پیش در کالیفرنیا رواج بیده ها وجود داشت، اما او فکر می کند که آنها در درجه اول مانند جکوزی نمادین هستند.

  • We even had a portable bidet for Maurice Chevalier's safari.


    ما حتی یک قیمت قابل حمل برای سافاری موریس شوالیه داشتیم.

  • In a promotional brochure, one company shows bidets in photographs of model rooms without directing specific attention to them.


    در یک بروشور تبلیغاتی، یک شرکت بیدها را در عکس‌های اتاق‌های مدل نشان می‌دهد بدون اینکه توجه خاصی به آن‌ها معطوف شود.

  • But recently acceptance of the bidet has been growing according to makers of bath fixtures.


    اما به گفته سازندگان لوازم حمام، اخیراً استقبال از بیده رو به افزایش بوده است.

  • I did need a few stitches, but frequent use of the bidet helped fast healing.


    من به چند بخیه نیاز داشتم، اما استفاده مکرر از بیده به بهبود سریع کمک کرد.

  • She shrugged, went over to the bidet, washed herself and inserted her tiny scrambler.


    شانه‌هایش را بالا انداخت، به سمت بیده رفت، خودش را شست و اسکرامبل کوچکش را وارد کرد.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • basin


    حوضه


  • فرو رفتن

  • washbasin


    دستشویی

  • tub


    وان

  • washbowl


    کاسه شستشو

  • watershed


    حوضه آبخیز

  • hand basin


    حوضچه دست

  • lavabo


    لاوابو

  • handbasin


    حوضچه دستی


  • کاسه

  • laver


    استخر

  • lavatory


    پیسینا

  • washstand


    لگن دستشویی

  • piscina


  • wash-hand basin


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

possibility

لغت پیشنهادی

bastard

لغت پیشنهادی

southeast