boxer
boxer - بوکسور
noun - اسم
UK :
US :
کسی که جعبه می کشد، به خصوص به عنوان یک شغل
یک سگ بزرگ با موهای کوتاه قهوه ای روشن و بینی صاف
کسی که در ورزش بوکس شرکت می کند
سگی با جثه متوسط با موهای کوتاه و قهوه ای روشن و بینی کوتاه و صاف
نوعی سگ با جثه متوسط با موهای کوتاه و قهوه ای روشن و بینی صاف
فردی که در ورزش بوکس شرکت می کند
او این دو کاستور را که رام کننده اسب ها هستند، Polydeuces می نامد که به عنوان یک بوکسور خوب هستند.
به نظر می رسد منتقدان این را یک بزدل می دانند، گویی یک بوکسور باید بخواهد مغزش تقویت شود.
به راستی که در جلیقه اش ایستاده بود، چشمانش بسته بود، مثل یک بوکسور مست در حال تاب خوردن بود.
a heavyweight boxer
یک بوکسور سنگین وزن
سلامتی او به وضوح رو به شکست بود، اما او کاری را انجام داد که همیشه از بوکسورهایش انتظار داشت.
The body carried no identification and was dressed only in boxer shorts, trainers, a shirt and tie and jacket.
جسد فاقد مدرک شناسایی بود و فقط شلوار باکسر، کفش ورزشی، پیراهن و کراوات و ژاکت پوشیده بود.
Underpants on the head -- Since boxers became an external pants accent, briefs have gone the way of spats.
زیر شلواری روی سر -- از زمانی که بوکسورها به لهجه شلوار خارجی تبدیل شدند، شورت ها راه را رفته اند.
واکرها هنوز چند ناخن انگشت دارند و در شورت باکسر خود اثری از لغزش ندارند.
جنگنده
prizefighter
جایزه جنگنده
pugilist
قاتل
gladiator
گلادیاتور
pug
میناکاری
ringster
ringster
bruiser
کبودی
combatant
رزمنده
counterpuncher
ضد ضربه زن
kick-boxer
کیک بوکسور
scrapper
خراش دهنده
sparrer
اسپارر
warrior
جنگجو
wrestler
کشتی گیر
prize fighter
جنگنده جایزه
sparring partner
حریف مشت بازی
contender
مدعی
grappler
گریپلر
battler
مبارز
assailant
مهاجم
duelist
دوئست
slugger
شلخته
jouster
جوستر
dueler
دوئل
قاتل خاموش
mercenary
مزدور
martial artist
رزمی کار
قهرمان
ninja
نینجا
peacemaker
صلح طلب
