engineers
engineers - مهندسین
N/A - N/A
UK :
US :
a person whose job is to design or build machines, engines, or electrical equipment or things such as roads, railways, or bridges, using scientific principles
شخصی که کارش طراحی یا ساخت ماشینها، موتورها یا تجهیزات الکتریکی یا چیزهایی مانند جادهها، راهآهنها یا پلها با استفاده از اصول علمی است.
شخصی که کارش تعمیر یا کنترل ماشین ها، موتورها یا تجهیزات الکتریکی است
یک راننده قطار
to arrange cleverly and often secretly for something to happen especially something that is to your advantage
هوشمندانه و اغلب مخفیانه ترتیبی دهید که اتفاقی بیفتد، به خصوص چیزی که به نفع شما باشد
برای طراحی و ساخت چیزی با استفاده از اصول علمی
a person specially trained to design and build machines, structures, and other things, including bridges, roads, vehicles, and buildings
شخصی که به طور ویژه برای طراحی و ساخت ماشینها، سازهها و چیزهای دیگر از جمله پلها، جادهها، وسایل نقلیه و ساختمانها آموزش دیده است.
مهندس نیز فردی است که کارش راندن قطارهای راه آهن است.
برنامه ریزی، طراحی یا ساخت بر اساس اصول علمی
برنامه ریزی یا انجام کاری به روشی ماهرانه
a person whose job is to design or build machines, engines or electrical equipment or things such as roads, railways or bridges, using scientific principles
تلاش برای ترتیب دادن اتفاقی، معمولاً چیزی پیچیده یا دشوار
یک مهندس عمران
یک مهندس مکانیک / سازه
یک مهندس نرم افزار
یک مهندس کامپیوتر
مهندس فردا صبح می آید گوشی ما را تعمیر کند.
گروه های چپ کودتا علیه دولت نظامی طراحی کردند.
من سعی می کنم یک جلسه بین آنها مهندسی کنم.
او مهندس یک شرکت بزرگ الکترونیک است.
این پل برای مقاومت در برابر زلزله طراحی شده است.
The administration engineered a compromise.
دولت یک سازش را مهندسی کرد.
این مشاوره فنی با کیفیت بالا توسط مهندسین مجرب انجام می شود.
جیمز دایسون مسلماً شناخته شده ترین مهندس طراحی بریتانیا در دوران مدرن است.
یک مهندس خدمات/تلفن/گرمایش
اگر اندازه قطعه مورد نیاز خود را به ما بگویید، ما آن را طوری مهندسی می کنیم که مناسب باشد.
The more restrictive economic environment comes as part of China's effort to engineer a gradual slowdown of its economic boom.
محیط اقتصادی محدودتر به عنوان بخشی از تلاش چین برای مهندسی کند شدن تدریجی رونق اقتصادی خود است.
architects
معماران
originators
مبتکران
creators
سازندگان
designers
طراحان
inventors
مخترعان
devisers
برنامه ریزان
planners
تهیه کنندگان
producers
توسعه دهندگان
developers
مغز متفکران
masterminds
نقشه کشان
contrivers
مصنوعی ها
fabricators
نویسندگان
schemers
محرک ها
builders
آغازگر
artificers
محرک های اصلی
makers
تاسیس کنندگان
authors
پدید آورندگان
instigators
بنیان گذاران
initiators
بنیانگذاران
prime movers
پدران
establishers
موسسات
begetters
آقاجان
founding fathers
افتتاح کنندگان
founders
فریم سازها
fathers
ژنراتورها
institutors
sires
inaugurators
framers
generators
instituters
destroys
تخریب می کند
disarranges
به هم می ریزد
disorders
اختلالات
disorganizes
سازماندهی می کند
forgets
فراموش می کند
ignores
نادیده می گیرد
mismanages
سوء مدیریت می کند
neglects
غفلت می کند
leaves alone
تنها می گذارد
