excrement
excrement - مدفوع
noun - اسم
UK :
US :
مواد زائد جامدی که از طریق روده های خود از شر آنها خلاص می شوید
مواد زائد جامدی که از روده شخص یا حیوان خارج می شود
مواد زائدی که از طریق روده ها از بدن خارج می شود
Boys with wicker baskets full of bricks and masonry hurry past; the streets stink and run with mud and excrement.
پسران با سبدهای حصیری پر از آجر و سنگ تراشی عجله می کنند. خیابان ها بوی گند می دهند و از گل و فضولات جاری می شوند.
غذای فاسد، فضولات، شیشه های شکسته باید بعداً با زحمت تمیز می شدند.
بوی فضولات که بر طبقات خاصی غالب است.
It was revolting to see these half-starved creatures snuffling around behind the houses or along the river-bank in search of excrement.
دیدن این موجودات نیمه گرسنه که به دنبال فضولات در پشت خانه ها یا در کناره رودخانه خفه می شدند، بسیار طغیان کننده بود.
در رختخوابم بوی ضعیفی از مدفوع می آید.
بوی کپک مرطوب و مدفوع موش می داد.
People from the neighborhood rushed in and threw the place up for grabs, smearing excrement on the walls.
مردم محله هجوم آوردند و محل را برای چنگ زدن بالا انداختند و فضولات را به دیوارها می زدند.
ایستاد تا مدفوع را پاک کند که چشمانش را کور کرده و لب هایش را پوشانده بود.
dung
سرگین
excreta
فضولات
ordure
دستور
droppings
مدفوع
faecesUK
مدفوع انگلستان
بهم ریختگی
doo-doo
دوو دوو
poop
فاضلاب شهری
sewage
کاکا
stool
کک
stools
انجام می دهد
caca
انداختن
cack
egesta
defecation
مدفوع US
doings
مشاغل
dropping
کود کشاورزی
egesta
حرکت - جنبش
fecesUS
کثافت
jobbies
پو
manure
scat
شیب ها
muck
خاک
poo
تور
scat
هدر
slops
اوووس
چیپس
turd
کراتینین
whoopsies
chips
creatinine
accretion
برافزایش
eating
غذا خوردن
receiving
دریافت
