regime
regime - رژیم
noun - اسم
UK :
US :
a government especially one that was not elected fairly or that you disapprove of for some other reason
دولتی، به ویژه دولتی که منصفانه انتخاب نشده یا به دلایلی دیگر آن را قبول ندارید
a particular system – used especially when talking about a previous system or one that has just been introduced
یک سیستم خاص - به ویژه هنگامی که در مورد یک سیستم قبلی صحبت می شود یا سیستمی که به تازگی معرفی شده است استفاده می شود
برنامه خاصی از غذا، ورزش و غیره که برای بهبود سلامت شما در نظر گرفته شده است
یک حکومت خاص یا یک سیستم یا روش حکومتی
یک روش خاص برای اداره یا سازماندهی یک تجارت و غیره
آ رژیم رسمی
یک حکومت خاص، یا یک سیستم یا روش حکومت
یک روش خاص برای عملیات یا سازماندهی یک سیستم، یک اقتصاد و غیره.
His Gaullist successor, Jacques Chirac, publicly condemned Vichy as a criminal regime and called for reparations.
جانشین گلیست او، ژاک شیراک، علناً ویشی را به عنوان یک رژیم جنایتکار محکوم کرد و خواستار غرامت شد.
رژیم نظامی منطقه
رژیم نظامی از به رسمیت شناختن انتخابات خودداری کرد.
حداقل چهار تفاوت اساسی بین رژیم جدید و رژیم قدیم وجود دارد.
خط بین حزب و دولت در رژیم قدیم شسته شد و از نو ترسیم نشد.
بیکر بخشی از رژیم ریگان بود.
در هفته های آخر سال 1688 رژیم جیمز شروع به فروپاشی کرد.
The secretiveness of the regime and the often seemingly wilful disinformation provided by its opponents makes matters worse.
مخفی بودن رژیم و اغلب به ظاهر عمدی اطلاعات نادرست ارائه شده توسط مخالفانش اوضاع را بدتر می کند.
اما به نظر می رسد اخیراً رژیم اعتماد مردم را از دست داده است.
در این زمینه، رژیم به شدت به مدیریت مدنی وابسته بود.
It is time the regime proved how much it loves its country and how much courage it has in embracing change.
زمان آن فرا رسیده است که رژیم ثابت کند چقدر کشورش را دوست دارد و چقدر شجاعت در پذیرش تغییر دارد.
ایالات متحده از چندین رژیم دست راستی در آمریکای مرکزی حمایت کرد.
یک رژیم فاشیستی/توتالیتر/نظامی و غیره
an oppressive/brutal regime
یک رژیم سرکوبگر/بی رحم
رژیم مالیاتی ما یکی از مطلوب ترین رژیم های اروپایی است.
یک رژیم غذایی
An interim government was elected to replace the ousted regime.
یک دولت موقت به جای رژیم سرنگون شده انتخاب شد.
جمعیت سقوط رژیم قدیم را جشن گرفتند.
آموزش به عنوان راهی برای تقویت رژیم موجود در نظر گرفته شد.
او از جنایات نفرت انگیزی که در زمان رژیم مرتکب شده بود صحبت کرد.
در سال 1940 یک رژیم دست نشانده توسط مهاجمان تأسیس شد.
او خواستار تحریم علیه رژیم شد.
رژیم کمونیستی در سال 1975 به قدرت رسید.
رژیم طاغوت هر مخالفی را با خشونت سرکوب می کرد.
این رژیم ها خطر بزرگ و فزاینده ای هستند.
یک رژیم تئوکراتیک خشن و بی امان
یک رژیم نظامی به ریاست ژنرال
یک رژیم نظامی تحت فرمان فرانکو
همکاری با رژیم سکولار مصر
dictatorships and autocratic regimes
دیکتاتوری ها و رژیم های خودکامه
روزی که او و رژیمش از قدرت برکنار شوند
هدف واقعی جنگ تغییر رژیم
تهدید رژیم های سرکش
وی حکومت را یکی از وحشی ترین و سرکوبگرترین رژیم های امروز جهان توصیف کرد.
او به دلیل مخالفت با رژیم به زندان افتاد.
آنها در حال بررسی نقض حقوق بشر در رژیم نظامی قبلی هستند.
ایجاد رژیمی برای نظارت بر رعایت توافقات ضروری خواهد بود.
بر اساس رژیم جدید، شما برای تاخیر در تسلیم اظهارنامه مالیاتی مشمول جریمه های خودکار خواهید بود.
چالشی برای رژیم جهانی عدم اشاعه هسته ای
یک رژیم مالی تحمیلی توسط دولت
رژیم تحریم های سازمان ملل متحد
رژیم ایمنی برجسته این شرکت
رژیم جدید حسابداری موسسات خیریه
دولت
قدرت
مدیریت
jurisdiction
صلاحیت قضایی
رهبری
authorities
مسئولین
governance
حکومت
sovereignty
حق حاکمیت
dominion
سلطه
reign
سلطنت کنند
قانون
فرمان
کنترل
استقرار
رژیم
regimen
جهت
تصدی
incumbency
سلسله
tenure
سازمان انگلستان
dynasty
سازمان ایالات متحده
organisationUK
سیستم حکومتی
organizationUS
وزارت
امپراتوری
ministry
شورا
empire
تاب خوردن
قدرت ها
نفوذ
domination
sway
impotence
ناتوانی جنسی
incapacity
ناتوانی
powerlessness
ارسال
submission
تسلیم شدن
surrender
ضعف
weakness
yielding