haircut

base info - اطلاعات اولیه

haircut - اصلاح مو

noun - اسم

/ˈherkʌt/

UK :

/ˈheəkʌt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [haircut] در گوگل
description - توضیح
  • when you have a haircut, someone cuts your hair for you


    وقتی موهایت را کوتاه می کنی، یکی برایت موهایت را کوتاه می کند


  • مدلی که موهای شما کوتاه شده است


  • مقدار کمی از قیمت فروش عادی اوراق قرضه، سهم و غیره


  • کاهش بودجه برای یک طرح، سرمایه گذاری و غیره

  • the style in which someone's hair is cut or an occasion of cutting the hair


    مدلی که در آن موهای کسی کوتاه می شود یا مناسبتی برای کوتاه کردن موها


  • کاهش مقدار پول، مانند قیمت یک سهم یا اوراق قرضه


  • موقعیتی که موهایتان را کوتاه می کنید یا مدلی که در آن کوتاه شده است


  • کاهش اندک در قیمت سهم، اوراق قرضه و غیره.


  • کاهش مقدار پول

  • Sheffield comes for an $ 8 haircut and conversation.


    شفیلد برای کوتاه کردن مو و مکالمه 8 دلاری می آید.

  • It's ages since I had a haircut.


    چند سالی است که موهایم را کوتاه کرده ام.

  • Isn't it about time you had a haircut?


    آیا وقت آن نرسیده است که موهایتان را کوتاه کنید؟

  • They've got asymmetrical haircuts, wire-rimmed specs, an earring or two.


    آنها مدل موی نامتقارن، مشخصات سیمی، یک یا دو گوشواره دارند.

  • He wore a wig one time too like a Beatles haircut.


    او یک بار هم کلاه گیس پوشید، مثل مدل موی بیتلز.

  • He had a punk haircut and used his right knee to drive down the middle of the road.


    او مدل موی پانک داشت و از زانوی راستش برای رانندگی در وسط جاده استفاده می کرد.

  • He has a trendy haircut and wears a dangling earring, but his accent is like his father's.


    او یک مدل موی شیک دارد و یک گوشواره آویزان می‌بندد، اما لهجه‌اش شبیه لهجه پدرش است.

example - مثال
  • You need a haircut.


    شما نیاز به کوتاه کردن مو دارید.

  • I see you've had a haircut.


    میبینم که موهاشو کوتاه کردی

  • You ought to smarten up and have a haircut before the interview.


    شما باید قبل از مصاحبه هوشیار باشید و موهای خود را کوتاه کنید.

  • What do you think of my new haircut?


    نظر شما در مورد مدل موی جدید من چیست؟

  • a trendy haircut


    یک مدل موی مد روز

  • The Prime Minister says he'd like to see banks take a bigger haircut from bad loans.


    نخست‌وزیر می‌گوید که مایل است بانک‌ها را از وام‌های بد کوتاه‌تر کنند.

  • She has a really awful haircut.


    او واقعا مدل موی افتضاحی دارد.

  • I wish he'd get/have a haircut.


    کاش موهایش را کوتاه می کرد / کوتاه می کرد.

  • The crisis means that lenders will have to take a haircut (= accept that they have lost money because the value of the investment has gone down).


    بحران به این معنی است که وام دهندگان مجبور خواهند بود موی خود را کوتاه کنند (= بپذیرند که پول خود را از دست داده اند زیرا ارزش سرمایه گذاری کاهش یافته است).

  • The museum director took a haircut of about 8% from his salary.


    مدیر موزه حدود 8 درصد از حقوق خود را کوتاه کرد.

synonyms - مترادف
  • hairstyle


    مدل مو

  • coiffure


    دمپایی

  • hairdo


    برش

  • cut


    انجام دادن

  • do


    سبک


  • کلیپ

  • clip


    کوتاه کردن

  • trim


    چتری

  • bangs


    باب

  • bob


    پمپادور

  • pompadour


    تغییر سبک

  • restyle


    بازسازی

  • restyling


    زونا

  • shingling


    پیرایش

  • trimming


    برش وزوز

  • buzz cut


    برش خدمه


  • برش پر

  • feather cut


    سکه

  • coif


    مو


  • محصول


  • آرایشگری

  • barbering


    هرس کردن

  • hairdressing


    برش دادن

  • pruning


    برشی

  • shearing


    تکه تکه کردن

  • shear


    بریدن

  • shortening


    تراشیدن

  • snip


    مرتب کردن

  • clipping


  • shave


  • tidy-up


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

collisions

لغت پیشنهادی

alluvium

لغت پیشنهادی

touring