reactor

base info - اطلاعات اولیه

reactor - راکتور

noun - اسم

/riˈæktər/

UK :

/riˈæktə(r)/

US :

family - خانواده
reaction
واکنش
reactionary
ارتجاعی
overreaction
واکنش بیش از حد
reactive
واکنش پذیر
react
واکنش نشان دهند
overreact
بیش از حد واکنش نشان دهند
google image
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [reactor] در گوگل
description - توضیح
  • a nuclear reactor


    یک راکتور هسته ای

  • a large machine in which atoms are either divided or joined in order to produce power


    ماشینی بزرگ که در آن اتم ها برای تولید نیرو یا تقسیم می شوند یا به هم می پیوندند

  • a large machine in which atoms are either divided or joined in order to produce nuclear energy


    ماشینی بزرگ که در آن اتم ها یا تقسیم می شوند یا به هم می پیوندند تا انرژی هسته ای تولید کنند

  • An additional 83 reactors are at present under construction.


    در حال حاضر 83 راکتور دیگر در دست ساخت هستند.

  • The penalty for using a reactor is that we must carry the weight of the reactor and its associated radiation shielding.


    مجازات استفاده از یک راکتور این است که ما باید وزن راکتور و محافظ تشعشع مربوط به آن را تحمل کنیم.


  • این امر مستلزم ساخت حدود 20 راکتور جدید است.

  • Some would argue that while nuclear power reactors exist then a repetition is inevitable.


    برخی استدلال می کنند که با وجود وجود راکتورهای انرژی هسته ای، تکرار آن اجتناب ناپذیر است.

  • This requires reactor temperatures of about 100 million degrees.


    این به دمای راکتور حدود 100 میلیون درجه نیاز دارد.

  • The reactor is widely regarded as the last step before design of commercial fusion reactors.


    راکتور به طور گسترده به عنوان آخرین مرحله قبل از طراحی راکتورهای همجوشی تجاری در نظر گرفته می شود.

  • The plant's two reactors were shut down in February 1991 after safety fears.


    دو راکتور این نیروگاه در فوریه 1991 به دلیل نگرانی های ایمنی تعطیل شدند.

example - مثال
  • plans to build a new reactor at the nuclear power plant


    قصد دارد یک راکتور جدید در نیروگاه هسته ای بسازد

synonyms - مترادف
  • activator


    فعال کننده

  • catalyst


    کاتالیزور

  • apparatus


    دستگاه


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

assertive

لغت پیشنهادی

appropriating

لغت پیشنهادی

defray