sclerosis

base info - اطلاعات اولیه

sclerosis - اسکلروز

noun - اسم

/skləˈrəʊsɪs/

UK :

/skləˈrəʊsɪs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [sclerosis] در گوگل
description - توضیح

  • بیماری که باعث می شود اندام یا قسمت نرم بدن شما سفت شود

  • a medical condition that causes body tissue or organs to become harder, especially the arteries (= thick tubes carrying blood from the heart)


    یک وضعیت پزشکی که باعث می‌شود بافت یا اندام‌های بدن، به‌ویژه شریان‌ها سخت‌تر شوند (= لوله‌های ضخیم حامل خون از قلب)


  • پزشکی یک وضعیت پزشکی است که باعث می شود اندام ها و بافت های نرم بدن سخت شوند

  • Conditions such as diabetes, heart complaints, multiple sclerosis and alcoholism should be declared.


    شرایطی مانند دیابت، شکایات قلبی، ام اس و اعتیاد به الکل باید اعلام شود.

  • The woman suffered from multiple sclerosis, Fieger said.


    فیگر گفت که این زن از بیماری ام اس رنج می برد.

  • John hopes that his mammoth walking achievement will raise £100 000 for research into multiple sclerosis.


    جان امیدوار است که موفقیت او در راهپیمایی 100000 پوند برای تحقیق در مورد مولتیپل اسکلروزیس جمع آوری کند.

  • Posterior fossa neoplasms or multiple sclerosis may rarely cause vertigo or hearing loss.


    نئوپلاسم های حفره خلفی یا مولتیپل اسکلروزیس به ندرت ممکن است باعث سرگیجه یا کاهش شنوایی شوند.

  • But then du Pre was stricken with multiple sclerosis and the fairytale quickly unravelled.


    اما پس از آن دو پر به بیماری ام اس مبتلا شد و داستان پریان به سرعت آشکار شد.

  • Two women with multiple sclerosis, including a 51-year-old Oceanside resident were found dead in Detroit-area hotels yesterday.


    دو زن مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس، از جمله یک 51 ساله ساکن اوشن ساید، دیروز در هتل های منطقه دیترویت جسد پیدا کردند.

  • Multiple sclerosis can cause facial pain indistinguishable from idiopathic trigeminal neuralgia.


    مولتیپل اسکلروزیس می تواند باعث درد صورت شود که از نورالژی سه قلو ایدیوپاتیک قابل تشخیص نیست.

  • This damages the liver leading to sclerosis and scarring.


    این به کبد آسیب می رساند که منجر به اسکلروز و اسکار می شود.

example - مثال
synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • malacia


    ملاسیا

لغت پیشنهادی

gel

لغت پیشنهادی

abrading

لغت پیشنهادی

bleeds