gel

base info - اطلاعات اولیه

gel - ژل

noun - اسم

/dʒel/

UK :

/dʒel/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [gel] در گوگل
description - توضیح
  • a thick wet substance that is used in beauty or cleaning products


    یک ماده مرطوب غلیظ که در محصولات زیبایی یا پاک کننده استفاده می شود

  • if a thought plan etc gels, it becomes clearer or more definite


    اگر یک فکر، برنامه و غیره ژل شود، واضح تر یا قطعی تر می شود


  • اگر دو یا چند نفر ژل بزنند، شروع به کار خوب با هم به عنوان یک گروه می کنند

  • if a liquid gels, it becomes firmer or thicker


    اگر یک مایع ژل شود، سفت تر یا غلیظ تر می شود


  • برای زدن ژل به موهایتان

  • used to represent the word ‘girl’, when it is said in this way


    وقتی به این شکل گفته می شود برای نشان دادن کلمه دختر استفاده می شود


  • یک ماده غلیظ، شفاف و مایع، به ویژه ماده ای که روی مو یا بدن استفاده می شود


  • یک ماده مایع غلیظ و شفاف که قبل یا در حین ورزش مصرف می شود تا به شما انرژی بدهد


  • تبدیل شدن از مایع به جامد ضخیم و نرم

  • If an idea or situation gels, it starts to become more clear and fixed


    اگر یک ایده یا موقعیت ژل شود، شروع به واضح تر و ثابت شدن می کند


  • اگر دو یا چند نفر ژل کنند، رابطه خوبی برقرار می کنند یا دوست می شوند

  • to put gel on your hair


    برای زدن ژل روی موهایتان


  • یک ماده غلیظ، نرم و تا حدی مایع

  • (of a liquid) to become thick


    (از مایع) غلیظ شدن

  • Like pectin, psyllium forms a gel which is not digested or absorbed, thereby increasing the viscosity of the meal.


    مانند پکتین، پسیلیوم ژلی را تشکیل می دهد که هضم یا جذب نمی شود و در نتیجه ویسکوزیته غذا را افزایش می دهد.

  • a gel toothpaste


    یک خمیر دندان ژله ای

  • Support media that may be used for electrophoretic separations include agar gel, starch gel, cellulose acetate, and acrylamide.


    محیط های حمایتی که ممکن است برای جداسازی الکتروفورتیک استفاده شوند عبارتند از ژل آگار، ژل نشاسته، استات سلولز و آکریل آمید.

  • Agar gel and cellulose acetate are the more commonly used media in the routine clinical laboratory. 189.


    ژل آگار و استات سلولز متداول‌ترین مواد مورد استفاده در آزمایشگاه‌های بالینی معمولی هستند. 189.

  • It is formulated as an attractive gel with green microparticles suspended inside.


    به عنوان یک ژل جذاب با ریزذرات سبز معلق در داخل فرموله شده است.

  • Fixed parts should be painted liberally with cold oven cleaner gel and left to stand.


    قسمت های ثابت را باید با ژل تمیزکننده فر سرد رنگ آمیزی کرد و بگذارید بماند.

  • The samples were then fractionated on a 6% denaturing polyacrylamide gel.


    سپس نمونه ها بر روی ژل پلی آکریل آمید دناتوره کننده 6 درصد تکه تکه شدند.

  • For example ethanol can be separated from a liquid mixture of ethanol and water by shaking the mixture with silica gel.


    به عنوان مثال، اتانول را می توان با تکان دادن مخلوط با سیلیکاژل از مخلوط مایع اتانول و آب جدا کرد.

  • Good news for diaphragm users fed up with slippery spermicidal gel.


    خبر خوب برای کاربران دیافراگم که از ژل اسپرم کش لغزنده خسته شده اند.

example - مثال
  • hair/shower gel


    مو/ژل دوش

  • shaving gel


    ژل اصلاح

  • shower gel


    شامپو بدن

  • hair gel


    ژل مو

  • Most cyclists turn to energy gels to give them a boost when cycling hard.


    بیشتر دوچرخه سواران هنگام دوچرخه سواری سخت به ژل های انرژی زا روی می آورند تا به آنها کمک کند.

  • The cola-flavoured gel is designed to maintain energy levels and heighten mental alertness.


    ژل با طعم کولا برای حفظ سطح انرژی و افزایش هوشیاری ذهنی طراحی شده است.

  • They talked a lot about opening a restaurant but their plans never gelled.


    آنها در مورد افتتاح یک رستوران زیاد صحبت کردند، اما برنامه های آنها هرگز به نتیجه نرسید.

  • The team really gelled during the first few games of the season.


    تیم در چند بازی اول فصل واقعاً ژل زد.

  • He had spiky, light brown hair shaved at the sides and gelled on top.


    موهای سیخ و قهوه‌ای روشن داشت، کناره‌هایش تراشیده و بالای آن ژل‌شده بود.

  • As the pudding cooled, it began to gel.


    با سرد شدن پودینگ، شروع به ژل شدن کرد.

synonyms - مترادف
  • salve


    مرهم

  • ointment


    پماد


  • کرم رنگ

  • lotion


    لوسیون

  • unguent


    نامناسب

  • emollient


    نرم کننده

  • liniment


    آستر

  • balm


    مومیایی کردن

  • embrocation


    در آغوش گرفتن

  • rub


    مالیدن

  • pomade


    پوماد

  • demulcent


    آرام بخش


  • دارو

  • oil


    روغن

  • moisturizerUS


    مرطوب کننده ایالات متحده

  • balsam


    بلسان

  • dressing


    تزئین

  • unction


    unction


  • آماده سازی

  • lenitive


    نرم

  • cerate


    cerate

  • moisturiserUK


    مرطوب کننده انگلستان

  • lubricant


    روان کننده

  • cosmetic


    لوازم آرایشی

  • pomatum


    پوماتوم

  • humectant


    مرطوب کننده


  • کاربرد

  • poultice


    ضماد

  • paste


    چسباندن

  • essence


    ذات

  • spikenard


    سنبله

antonyms - متضاد

  • از هم پاشید

لغت پیشنهادی

mismatches

لغت پیشنهادی

arithmetically

لغت پیشنهادی

site