underpinning
base info - اطلاعات اولیه
underpinning - زیرسازی
noun - اسم
/ˌʌndərˈpɪnɪŋ/
UK :
/ˌʌndəˈpɪnɪŋ/
US :
family - خانواده
google image
description
-
توضیح
example
-
مثال
مبانی نظری مطالعه
تنها راه نجات ساختمان از طریق زیرسازی گسترده است.
After a while we found ourselves questioning the spiritual and philosophical underpinning of the American way of life.
پس از مدتی متوجه شدیم که زیربنای معنوی و فلسفی سبک زندگی آمریکایی را زیر سوال بردیم.
او ظرفیت درک زیربنای نظری مؤثر بر عمل را دارد.
گشایش قوی در وال استریت، پشتوانه محکمی برای FTSE 100 ایجاد کرد.
synonyms
-
مترادف
حمایت کردن
prop
پشتیبانی
buttress
تکیه گاه
اقامت کردن
brace
بند شلوار
reinforcement
تقویت
mounting
نصب
ساحل
کوه
spur
تحریک
substructure
زیرسازی
ستون
stanchion
پایه دار
پست
pier
اسکله
rod
میله
pillar
پایه
عمودی
upright
براکت
bracket
چوب بند
strut
قاب
پرتو
beam
قطب
خرپا
truss
ازاره
abutment
سهام
plinth
سکو
pedestal
antonyms
-
متضاد
hindrance
مانع
جراحت
