beating
beating - كتك زدن
noun - اسم
UK :
US :
کتک زدن چندین بار به عنوان تنبیه یا در دعوا
یک شکست
عمل ضربه زدن مکرر و شدید به کسی
عمل ضربه زدن شدید و مکرر به کسی
اگر او نمی خواست کتک بخورد، یا بدتر از آن، باید به این هیولاها دست می زد.
تام گفت که ضرب و شتم برایان تا آنجایی که به او مربوط می شود پایان کار بود.
بیمار بر اثر جراحات وارده به سر در هنگام ضرب و شتم جان خود را از دست داد.
ضرب و شتم مک گی خشن و سریع بود.
کتک زدن به کسی
او را گرفتند و کتک زدند.
این تیم در این فصل چند شکست خورده است.
صدای تپش قلب خودش را می شنید.
کوبیدن طبل/بال
به عنوان مکانی برای زندگی، آکسفورد کمی مورد ضرب و شتم قرار می گیرد.
در آخرین بازی خود یک ضرب خوردیم (= شکست خوردیم).
او پسرش را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داد.
او از ضرب و شتم فرار کرد.
شکل. این صندلی در طول سالها مورد ضرب و شتم قرار گرفته است (= اغلب استفاده شده و آسیب دیده است).
thrashing
کوبیدن
whipping
شلاق زنی
drubbing
داب زدن
lashing
شلاق زدن
hammering
چکش زدن
thumping
قایم شدن
flogging
چسباندن
hiding
ضربه زدن
pounding
کتک زدن
pasting
حمله
bashing
عصا کردن
battering
کمربند زدن
دیوار زدن
caning
حمله کنند
belting
سیلی زدن
walloping
زدن
pummeledUS
slapping
pummellingUK
smacking
برنزه کردن
pummeledUS
بوفه زدن
pummellingUK
پوسته پوسته شدن
tanning
ماولینگ
buffeting
توس
flaying
قابل توجه، برجسته، موثر
mauling
در زدن
birching
مشت زدن
striking
آب انداختن
knocking
دست زدن
punching
thwacking
cuffing
موفقیت
triumph
پیروزی
تسلیم شدن
دستاورد
yielding
ساختمان
ایجاد
بالا آمدن
آرام
ضرر - زیان
calm
از دست دادن
ساخت و ساز
surrender
خوش شانسی
forfeit
فتح
کودتا
accomplishment
افزایش می یابد
در حال گسترش
conquest
شکست
coup
ببخشید
صعود
extending
شادی
لذت بسیار
ارتفاع
boon
لذت
ascent
حصول
happiness
صلح
delight
تقویت
elevation
attainment
boost
