dividends

base info - اطلاعات اولیه

dividends - سود سهام

N/A - N/A

ˈdɪv.ə.dend

UK :

ˈdɪv.ɪ.dend

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dividends] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Dividends will be sent to shareholders.


    سود سهام برای سهامداران ارسال خواهد شد.

  • You may have investment income that is paid yearly, such as share dividends.


    ممکن است درآمد سرمایه گذاری داشته باشید که سالانه پرداخت می شود، مانند سود سهام.

  • an annual/a quarterly dividend


    سود سالانه/سه ماهه

  • a gross/net dividend


    سود ناخالص/خالص

  • In connection with this sale the Board proposed a special dividend of 25.0 pence per share.


    در رابطه با این فروش، هیئت مدیره سود ویژه 25.0 پنس به ازای هر سهم را پیشنهاد کرد.

  • Shares paying high dividends are known as 'income stocks'.


    سهامی که سود سهام بالایی می پردازند به عنوان سهام درآمدی شناخته می شوند.

  • We anticipate receiving a substantial dividend on our holding.


    ما پیش‌بینی می‌کنیم که سود سهام قابل توجهی در دارایی خود دریافت کنیم.

  • The company announced that it would be suspending its quarterly dividend in order to reduce debt.


    این شرکت اعلام کرد که سود سه ماهه خود را به منظور کاهش بدهی به حالت تعلیق در می آورد.

  • This is an official document showing the amount of dividend that has been earned both before and after official deductions have been made (for example for tax).


    این یک سند رسمی است که میزان سود سهام قبل و بعد از کسر رسمی (به عنوان مثال برای مالیات) را نشان می دهد.

  • Policy dividends allow policyholders to participate in the financial performance of the life insurance operation.


    سود سهام بیمه نامه به دارندگان بیمه نامه اجازه می دهد تا در عملکرد مالی عملیات بیمه عمر مشارکت کنند.

synonyms - مترادف

  • درآمد


  • پرداخت

  • pay


    برداشت ها


  • درآمد حاصل می شود

  • takings


    سود

  • proceeds


    برگشت


  • بازده


  • گرفتن


  • برمی گرداند


  • رسیدها

  • profits


    دستاوردها

  • returns


    حجم معاملات

  • receipts


    خالص

  • gains


    ورودی ها

  • turnover


    سود سهام

  • net


    حقوق

  • incomings


    پاداش

  • payoff


    ناخالص

  • dividend


    علاقه


  • دستمزد

  • remuneration


    کمک هزینه

  • gross


    سس


  • محصول

  • wages


    نقاشی ها

  • emolument


    به معنای

  • stipend


    جبران خسارت

  • gravy


  • harvest


  • drawings


  • means


  • compensation


antonyms - متضاد
  • expenditure


    مخارج

  • outgoings


    خروجی ها

  • bills


    صورتحساب


  • بدهی

  • expenses


    هزینه ها


  • ضرر - زیان

  • payout


    پرداخت


  • تلفات

  • losses


لغت پیشنهادی

warms

لغت پیشنهادی

jingle

لغت پیشنهادی

activating