forgivable
forgivable - قابل بخشش
adjective - صفت
UK :
US :
اگر چیز بدی قابل بخشش باشد، می توانید بفهمید که چگونه اتفاق افتاده است و به راحتی می توانید آن را ببخشید
می گفت می توانی چیزی را ببخشی چون آن را می فهمی
و من فکر می کنم که خطای عجیب و غریب قابل بخشش است.
که با توجه به اینکه فقط چهل سال گذشته است، ممکن است قابل بخشش باشد.
هنگامی که در ماه نوامبر استفاده از زور برای رسیدن به این هدف را برکت داد، هیاهو قابل بخشش بود.
They became less and less forgivable as time cooled the heat of the moments in which they had been spoken.
هر چه زمان گرمای لحظاتی را که در آن صحبت شده بود سرد می کرد، آنها کمتر و کمتر قابل بخشش می شدند.
من فکر می کردم که قابل بخشش است، خود محور اما قابل بخشش.
اینها چند نقص قابل بخشش در یک رمان مهم هستند.
Less forgivable is the attitude taken by some museums who are frightened of the consequences of having their collection screened.
نگرش برخی از موزه ها که از عواقب نمایش مجموعه خود هراسانند، کمتر قابل بخشش است.
این ممکن بود تا زمانی که موریس زنده بود قابل بخشش باشد.
pardonable
قابل بخشش
excusable
مجاز
allowable
قابل گذشت
condonable
خونخوار
venial
قابل درک
understandable
جزئی
خرده پا
petty
اندک
بی اهمیت
permissible
قابل توجیه
unimportant
قابل قبول
justifiable
قابل حواله
remissible
قابل تحمل
remittable
ناچیز
tolerable
قابل دفاع
trivial
غیر جدی
defensible
خیلی خوب
insignificant
در محدوده های پذیرفته شده
قابل توضیح
قابل ضمانت
within accepted bounds
نمایشگاه
explainable
قابل اثبات
tenable
باشه
warrantable
مشروع
معقول
vindicable
قابل پشتیبانی
admissible
supportable
unforgivable
نابخشودنی
indefensible
غیر قابل دفاع
inexcusable
غیر قابل توجیه
mortal
فانی
unjustifiable
غیر قابل بخشش
unpardonable
غیرقابل توجیه
unwarrantable
ظالمانه
inexpiable
شرم آور
outrageous
غیر قابل پشتیبانی
shameful
اسفناک
insupportable
غیر موجه
disgraceful
ناموجه
deplorable
بی دلیل
unjustified
نفرت انگیز
unwarranted
حقیر
unprovoked
سزاوار سرزنش
despicable
غیر منطقی
contemptible
غیر قابل قبول
reprehensible
بی وجدان
unreasonable
ناخواسته
unacceptable
نالایق
unconscionable
قابل سرزنش
uncalled-for
قابل انتقاد
unworthy
تاسف آور
blameworthy
غیر قابل حذف
censurable
محکوم
regrettable
رسوایی
irremissible
بی تفاوتی
condemnable
scandalous
gratuitous
