varied

base info - اطلاعات اولیه

varied - متنوع

adjective - صفت

/ˈverid/

UK :

/ˈveərid/

US :

family - خانواده
variable
متغیر
variance
واریانس
variant
گونه
variety
تنوع
variability
تغییرپذیری
variation
تغییر
invariable
تغییر ناپذیر
various
مختلف
vary
متفاوت
variably
همیشه
invariably
متنوع
variously
---
varied
---
google image
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [varied] در گوگل
description - توضیح
  • consisting of or including many different kinds of things or people especially in a way that seems interesting


    شامل یا شامل بسیاری از انواع مختلف چیزها یا افراد است، به ویژه به نحوی که جالب به نظر می رسد

  • containing or changing between several different things or types


    شامل یا تغییر بین چندین چیز یا نوع مختلف است

  • having or showing many different types, or changing often


    داشتن یا نشان دادن انواع مختلف، یا تغییر اغلب


  • اغلب یا بین چیزهای مختلف تغییر می کند

  • of many different types


    از انواع مختلف

  • The rhythm of the poem is varied.


    ریتم شعر متنوع است.

  • Finally Brooks of Clapham included a varied and most interesting collection of aviation memorabilia in their sale on September 15.


    سرانجام Brooks of Clapham مجموعه ای متنوع و جالب از یادگاری های هوانوردی را در فروش خود در 15 سپتامبر گنجاند.

  • Sandra's circle of friends was varied, and often a little strange.


    دایره دوستان ساندرا متنوع و اغلب کمی عجیب بود.

  • He had a varied and outstanding career.


    او حرفه ای متنوع و برجسته داشت.

  • With continually varied climbing it proves interesting and improbable to the last.


    با صعود مداوم و متنوع، تا آخرین بار جالب و غیرمحتمل به نظر می رسد.

  • Grain products, vegetables, and fruit are important parts of a varied diet.


    محصولات غلات، سبزیجات و میوه ها بخش های مهمی از یک رژیم غذایی متنوع هستند.

  • The lively and varied entertainments programme and excellent facilities are tailored to the needs of these students.


    برنامه سرگرمی های پر جنب و جوش و متنوع و امکانات عالی متناسب با نیاز این دانش آموزان است.

  • As far as you could see there was a great undulating cushion of varied greenery, mile upon mile of leaves.


    تا آنجا که می‌توانید ببینید، یک بالشتک مواج بزرگ از سبزی‌های متنوع، مایل به مایل از برگ‌ها وجود داشت.

  • The authors endeavour to obtain specimens from as varied sources as possible.


    نویسندگان سعی می کنند تا حد امکان نمونه هایی را از منابع متنوع به دست آورند.

example - مثال
  • varied opinions


    نظرات مختلف

  • They stock a wide and varied selection of cheeses.


    آنها طیف گسترده و متنوعی از پنیرها را ذخیره می کنند.

  • He led a full and varied life.


    او زندگی کامل و متنوعی داشت.

  • I've had a varied career.


    من شغل متفاوتی داشته ام.

  • The opportunities the job offers are many and varied.


    فرصت هایی که شغل ارائه می دهد بسیار و متنوع است.

  • Young people run away from home for many and varied reasons.


    جوانان به دلایل مختلف از خانه فرار می کنند.

  • a richly varied cultural life


    یک زندگی فرهنگی بسیار متنوع

  • The country has a rich and varied culture.


    این کشور دارای فرهنگ غنی و متنوعی است.

  • an endlessly varied repertoire of songs


    مجموعه ای بی پایان از آهنگ ها

  • They offer a varied programme of entertainment.


    آنها برنامه های متنوعی از سرگرمی را ارائه می دهند.

  • a varied group of people


    یک گروه متنوع از مردم

  • a lengthy and varied career


    یک حرفه طولانی و متنوع

  • With its varied climate the country attracts both winter and summer sports enthusiasts.


    این کشور با آب و هوای متنوع خود، علاقه مندان به ورزش های زمستانی و تابستانی را به خود جذب می کند.

  • The varied symptoms included severe muscle pain headaches, and dizziness.


    علائم مختلف شامل درد شدید عضلانی، سردرد و سرگیجه بود.

  • He had a varied career in commerce.


    او در تجارت حرفه ای متنوع داشت.

  • This book has been written for a large and varied audience.


    این کتاب برای مخاطبان زیاد و متنوع نوشته شده است.

synonyms - مترادف
  • miscellaneous


    متفرقه

  • assorted


    متنوع

  • mixed


    مختلط


  • گوناگون، متنوع

  • motley


    رنگارنگ

  • heterogeneous


    ناهمگون

  • diversified


    متنوع شده است


  • مختلف


  • ناهمسان

  • sundry


    التقاطی

  • eclectic


    تعداد زیاد و متنوع

  • manifold


    بی تفاوت

  • multifarious


    تکه تکه کاری

  • disparate


    بی بند و باری

  • indiscriminate


    متفاوت است

  • variegated


    پیبالد

  • patchwork


    تکه تکه

  • promiscuous


    زاغی

  • differing


    به هم ریخته

  • piebald


    اتفاقی

  • ragtag


    جداگانه، مجزا

  • magpie


    گروه تولیدی

  • jumbled


    گسسته

  • haphazard


    زیاد


  • سینک آشپزخانه

  • conglomerate


    جلا دادن

  • discrete


    گسترده


  • kitchen-sink


  • raggle-taggle


  • wide-ranging


antonyms - متضاد
  • homogeneous


    همگن


  • لباس فرم

  • repetitive


    تکراری


  • مشابه

  • standardisedUK


    استاندارد شده انگلستان

  • standardizedUS


    ایالات متحده استاندارد شده

  • unvarying


    غیر متغیر


  • پسندیدن


  • یکسان

  • unvaried


    بی تنوع

  • regulated


    تنظیم شده است


  • استوار


  • تنها


  • محدود، تنگ

  • sole


    یکی

  • one


    انحصاری

  • homogenous


    متفرقه

  • exclusive


    یک دست

  • miscellaneous


    فقط

  • unmixed


    منفرد، مجد، تنها، منزوی، انفرادی


  • مفرد

  • lone


    استاندارد

  • solitary


    خاص

  • singular


    تنگ نظر


  • نامفهوم


  • ارتدکس


  • narrow-minded


  • incomprehensive


  • orthodox


لغت پیشنهادی

lodging

لغت پیشنهادی

confused

لغت پیشنهادی

ponds