varied
varied - متنوع
adjective - صفت
UK :
US :
consisting of or including many different kinds of things or people especially in a way that seems interesting
شامل یا شامل بسیاری از انواع مختلف چیزها یا افراد است، به ویژه به نحوی که جالب به نظر می رسد
شامل یا تغییر بین چندین چیز یا نوع مختلف است
داشتن یا نشان دادن انواع مختلف، یا تغییر اغلب
اغلب یا بین چیزهای مختلف تغییر می کند
از انواع مختلف
ریتم شعر متنوع است.
Finally Brooks of Clapham included a varied and most interesting collection of aviation memorabilia in their sale on September 15.
سرانجام Brooks of Clapham مجموعه ای متنوع و جالب از یادگاری های هوانوردی را در فروش خود در 15 سپتامبر گنجاند.
دایره دوستان ساندرا متنوع و اغلب کمی عجیب بود.
او حرفه ای متنوع و برجسته داشت.
با صعود مداوم و متنوع، تا آخرین بار جالب و غیرمحتمل به نظر می رسد.
محصولات غلات، سبزیجات و میوه ها بخش های مهمی از یک رژیم غذایی متنوع هستند.
The lively and varied entertainments programme and excellent facilities are tailored to the needs of these students.
برنامه سرگرمی های پر جنب و جوش و متنوع و امکانات عالی متناسب با نیاز این دانش آموزان است.
As far as you could see there was a great undulating cushion of varied greenery, mile upon mile of leaves.
تا آنجا که میتوانید ببینید، یک بالشتک مواج بزرگ از سبزیهای متنوع، مایل به مایل از برگها وجود داشت.
نویسندگان سعی می کنند تا حد امکان نمونه هایی را از منابع متنوع به دست آورند.
varied opinions
نظرات مختلف
آنها طیف گسترده و متنوعی از پنیرها را ذخیره می کنند.
او زندگی کامل و متنوعی داشت.
I've had a varied career.
من شغل متفاوتی داشته ام.
فرصت هایی که شغل ارائه می دهد بسیار و متنوع است.
جوانان به دلایل مختلف از خانه فرار می کنند.
یک زندگی فرهنگی بسیار متنوع
این کشور دارای فرهنگ غنی و متنوعی است.
an endlessly varied repertoire of songs
مجموعه ای بی پایان از آهنگ ها
آنها برنامه های متنوعی از سرگرمی را ارائه می دهند.
یک گروه متنوع از مردم
یک حرفه طولانی و متنوع
این کشور با آب و هوای متنوع خود، علاقه مندان به ورزش های زمستانی و تابستانی را به خود جذب می کند.
علائم مختلف شامل درد شدید عضلانی، سردرد و سرگیجه بود.
او در تجارت حرفه ای متنوع داشت.
این کتاب برای مخاطبان زیاد و متنوع نوشته شده است.
miscellaneous
متفرقه
assorted
متنوع
mixed
مختلط
گوناگون، متنوع
motley
رنگارنگ
heterogeneous
ناهمگون
diversified
متنوع شده است
مختلف
ناهمسان
sundry
التقاطی
eclectic
تعداد زیاد و متنوع
manifold
بی تفاوت
multifarious
تکه تکه کاری
disparate
بی بند و باری
indiscriminate
متفاوت است
variegated
پیبالد
patchwork
تکه تکه
promiscuous
زاغی
differing
به هم ریخته
piebald
اتفاقی
ragtag
جداگانه، مجزا
magpie
گروه تولیدی
jumbled
گسسته
haphazard
زیاد
سینک آشپزخانه
conglomerate
جلا دادن
discrete
گسترده
kitchen-sink
raggle-taggle
wide-ranging
homogeneous
همگن
لباس فرم
repetitive
تکراری
مشابه
standardisedUK
استاندارد شده انگلستان
standardizedUS
ایالات متحده استاندارد شده
unvarying
غیر متغیر
پسندیدن
یکسان
unvaried
بی تنوع
regulated
تنظیم شده است
استوار
تنها
محدود، تنگ
sole
یکی
انحصاری
homogenous
متفرقه
exclusive
یک دست
miscellaneous
فقط
unmixed
منفرد، مجد، تنها، منزوی، انفرادی
مفرد
lone
استاندارد
solitary
خاص
singular
تنگ نظر
نامفهوم
ارتدکس
narrow-minded
incomprehensive
orthodox
