grain

base info - اطلاعات اولیه

grain - غلات

noun - اسم

/ɡreɪn/

UK :

/ɡreɪn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [grain] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Russia sold 12 million tons of grain abroad last year.


    روسیه در سال گذشته 12 میلیون تن غلات به خارج از کشور فروخت.

  • America’s grain exports


    صادرات غلات آمریکا

  • The journal reports that eating whole grains protects against diabetes.


    این مجله گزارش می دهد که خوردن غلات کامل از دیابت محافظت می کند.

  • a few grains of rice


    چند دانه برنج

  • a grain of salt/sand/sugar


    یک دانه نمک/شن/شکر

  • I got a grain of sand in my eye.


    یک دانه شن در چشمم افتاد.

  • There isn't a grain of truth in those rumours.


    ذره ای حقیقت در آن شایعات وجود ندارد.

  • If he had a grain of sensitivity he wouldn't have asked her about her divorce.


    اگر ذره ای حساسیت داشت از او در مورد طلاقش نمی پرسید.

  • The analysis showed a few grains of arsenic in the solution.


    تجزیه و تحلیل چند دانه آرسنیک در محلول را نشان داد.

  • to cut a piece of wood along/across the grain


    برای بریدن یک تکه چوب در امتداد / در سراسر دانه

  • This wood has a beautiful natural grain.


    این چوب دانه های طبیعی زیبایی دارد.

  • wood of coarse/fine grain


    چوب دانه درشت/ریز


  • این واقعاً خلاف غلات است که مجبور شوید یکشنبه کار کنید.

  • If I were you I'd take everything he says with a grain of salt.


    من اگه جای تو بودم هرچی میگه با نمک میگرفتم

  • Grain production has been falling in recent years.


    تولید غلات در سال های اخیر کاهش یافته است.

  • There were just a few grains of corn left.


    فقط چند دانه ذرت باقی مانده بود.

  • The government intends to import only five per cent of the country's grain.


    دولت قصد دارد تنها پنج درصد غلات کشور را وارد کند.

  • The peasants had ceased to sow grain.


    دهقانان از کاشت غله دست کشیده بودند.

  • grains of wheat/rice


    دانه های گندم / برنج

  • Grain (= the crop from food plants like grasses) is one of the main exports of the American Midwest.


    غلات (= محصول حاصل از گیاهان غذایی مانند علف ها) یکی از صادرات اصلی غرب میانه آمریکا است.

  • grains of sand


    ذرات شن

  • There wasn't a grain of truth in anything she said.


    در هر چیزی که او می گفت، ذره ای حقیقت وجود نداشت.


  • هر کس خرده عقل سلیمی داشت می‌دانست چه باید بکند.

  • fine/coarse-grain film


    فیلم ریز/درشت

  • to cut something along/against the grain


    بریدن چیزی در امتداد/برابر دانه

  • Wheat and rye are two common grains used in making bread.


    گندم و چاودار دو غلات متداول مورد استفاده در تهیه نان هستند.

  • Grain is one of the main exports of the American Midwest.


    غلات یکی از صادرات اصلی غرب میانه آمریکا است.

  • There was a grain of truth in what she said.


    در صحبت های او ذره ای از حقیقت وجود داشت.

  • You haven’t got a grain of sense.


    تو ذره ای عقل نداری

  • Polishing the wood brings out its grain.


    صیقل دادن چوب دانه های آن را بیرون می آورد.

  • Ultra-high prices of metals, grains and energy spurred production and stifled consumption.


    قیمت های فوق العاده بالای فلزات، غلات و انرژی تولید را تحریک کرد و مصرف را متوقف کرد.

synonyms - مترادف
  • kernel


    هسته


  • دانه

  • grist


    سنگ ریزه


  • میوه

  • berry


    توت


  • ذرت

  • germ


    ریشه


  • لوبیا

  • nugget


    قطعه

  • pip


    پیپ

  • pit


    گودال

  • spore


    هاگ

  • bud


    جوانه

  • nut


    مهره

  • ovule


    تخمک

  • sprout


    جنین

  • embryo


    سنگ


  • اندوکارپ

  • endocarp


    دانه میوه


  • رحم

  • utricle


    کاریوپسیس

  • caryopsis


    آخن

  • achene


antonyms - متضاد
  • lot


    مقدار زیادی


  • کل

  • entirety


    تمامیت

  • glob


    کره


  • جمع


  • بار


  • هدف - شی

  • beam


    پرتو


  • جرم

  • entireness


    شلاق زدن

  • lashings


    بسیار


  • توده

  • lump


لغت پیشنهادی

draw

لغت پیشنهادی

stainless

لغت پیشنهادی

implemented