aerobatics

base info - اطلاعات اولیه

aerobatics - ایروباتیک

noun - اسم

/ˌerəˈbætɪks/

UK :

/ˌeərəˈbætɪks/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [aerobatics] در گوگل
description - توضیح
  • tricks done in a plane that involve making difficult or dangerous movements in the air


    ترفندهایی که در هواپیما انجام می شود و شامل انجام حرکات دشوار یا خطرناک در هوا می شود

  • skilful changes of position of an aircraft such as flying upside down or in a circle


    تغییرات ماهرانه موقعیت هواپیما، مانند پرواز برعکس یا دایره ای

  • By another week flying aerobatics had become his number-one new game.


    تا یک هفته دیگر، ایروباتیک پرواز به بازی شماره یک جدید او تبدیل شده بود.

  • And make no mistake about it formation aerobatics are not for the faint of heart.


    و اشتباه نکنید، ایروباتیک فرمیشن برای افراد ضعیف نیست.

  • None the less Ace hoped that Daak's flamboyant display of aerobatics had dislodged whatever creature had been on the hull.


    با این حال، آس امیدوار بود که نمایش پر زرق و برق داک از حرکات هوازی، هر موجودی را که روی بدنه بود از جای خود خارج کرده باشد.

  • Gregarious, flocks often hawking for flying insects and spiralling up to perform aerobatics.


    گله‌های بی‌نظیر، اغلب به دنبال حشرات پرواز می‌کنند و برای انجام حرکات ایروباتیک به سمت بالا حرکت می‌کنند.

  • Practising aerobatics and spinning will help to overcome any misgivings you may have about flying in steep turns at low speeds.


    تمرین ایروباتیک و اسپینینگ به غلبه بر هرگونه تردیدی که ممکن است در مورد پرواز در پیچ های شیب دار با سرعت کم داشته باشید کمک می کند.

  • Birds of prey must be attracted from miles away by the spectacular aerobatics.


    پرندگان شکاری باید از کیلومترها دورتر توسط ورزش های هوازی تماشایی جذب شوند.

  • Performing high-speed aerobatics in close formation low to the ground increased those risks many fold.


    انجام حرکات هوازی با سرعت بالا در حالت نزدیک، در ارتفاع کم، این خطرات را چندین برابر افزایش داد.

  • Less given to aerobatics than Bar-tailed Godwit.


    کمتر از گادویت دم بار به ورزش هوازی داده شده است.

example - مثال
  • a spectacular display of aerobatics by the Red Arrows


    نمایشی دیدنی از ورزش های هوازی توسط پیکان قرمز

  • The crowd was entertained with a display of aerobatics.


    جمعیت با نمایش ورزش های هوازی سرگرم شدند.

synonyms - مترادف
  • aerial tricks


    ترفندهای هوایی

  • manoeuvresUK


    مانورهای انگلستان

  • maneuversUS


    مانورهای ایالات متحده

  • stunts


    شیرین کاری

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

prom

لغت پیشنهادی

cumulatively

لغت پیشنهادی

abrasive