aerospace
aerospace - هوافضا
noun - اسم
UK :
US :
صنعت طراحی و ساخت هواپیما و وسایل نقلیه فضایی
ساخت هواپیما و وسایل نقلیه فضایی
تولید یا بهره برداری از هواپیما یا فضاپیما
ساخت و بهره برداری از هواپیما یا فضاپیما
این شهر اقتصاد خود را حول محور هوافضا، مخابرات و تولید بازسازی کرده است.
Tens of thousands of workers may never regain their lost jobs in aerospace, real estate finance and manufacturing.
دهها هزار کارگر ممکن است هرگز شغل از دست رفته خود را در هوافضا، املاک، مالی و تولید به دست نیاورند.
Raytheon executives raised the prospect that more aerospace layoffs may be coming in the aftermath of the Hughes purchase.
مدیران ریتون این احتمال را مطرح کردند که ممکن است پس از خرید هیوز، اخراجهای بیشتری در بخش هوافضا اتفاق بیفتد.
Similar success stories can be found in other countries - for example the aerospace exhibition at the Smithsonian Institution in Washington.
داستان های موفقیت مشابهی را می توان در کشورهای دیگر یافت - به عنوان مثال، نمایشگاه هوافضا در موسسه اسمیتسونیان در واشنگتن.
In the aerospace and motor industry contexts, composites use different components but deploy them to similar ends.
در زمینههای صنعت هوافضا و موتور، کامپوزیتها از اجزای متفاوتی استفاده میکنند اما آنها را در اهداف مشابهی به کار میبرند.
In the aerospace and transport industries, scientists and engineers use stoichiometric procedures to calculate fuel needs.
در صنایع هوافضا و حمل و نقل، دانشمندان و مهندسان از روش های استوکیومتری برای محاسبه نیاز سوخت استفاده می کنند.
در حال حاضر صنعت سرگرمی افراد بیشتری نسبت به صنعت هوافضا استخدام می کند.
همچنین قرار دادن سال های قوی: هوافضا و دفاع، حفاری نفت و شرکت های تجهیزات پزشکی.
جو
exosphere
اگزوسفر
mesosphere
مزوسفر
فضا
stratosphere
استراتوسفر
thermosphere
ترموسفر
troposphere
تروپوسفر
جو فوقانی
