afresh

base info - اطلاعات اولیه

afresh - تازه

adverb - قید

/əˈfreʃ/

UK :

/əˈfreʃ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [afresh] در گوگل
description - توضیح

  • اگر کاری را از نو انجام دهید، آن را دوباره از ابتدا انجام می دهید


  • اگر کاری را از نو انجام دهید، دوباره به روشی جدید با آن برخورد می کنید


  • دوباره، به ویژه از یک شروع جدید

  • Everything is progressing, yet everything has to be begun afresh.


    همه چیز در حال پیشرفت است، اما همه چیز را باید از نو شروع کرد.

  • Only if the loudspeaker starts singing a new song will her soliciting start afresh.


    تنها اگر بلندگو شروع به خواندن آهنگ جدیدی کند، درخواست او از نو شروع می شود.

  • Our mountains and rivers begin life afresh.


    کوه ها و رودخانه های ما زندگی را از نو آغاز می کنند.

  • Seen in this light and in the light of what he had now told me I studied him afresh.


    از این منظر، و با توجه به آنچه او اکنون به من گفته بود، او را از نو مطالعه کردم.

  • We're going to start afresh.


    قراره از نو شروع کنیم

  • She begged him to stay so that they could start life afresh as a family.


    او از او التماس کرد که بماند تا بتوانند زندگی خانوادگی را از نو شروع کنند.


  • آنها دنیا را از نو می بینند، نه لزوماً آن طور که دیگران آن را باور دارند.

example - مثال
  • It was a chance to start afresh.


    این فرصتی بود برای شروع دوباره.

  • She tore up the letter and started afresh.


    نامه را پاره کرد و از نو شروع کرد.

  • We agreed to look afresh at her original proposal.


    ما موافقت کردیم که به پیشنهاد اولیه او نگاهی دوباره بیندازیم.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • nevermore


    دیگر هرگز


  • دوباره هرگز

لغت پیشنهادی

heartily

لغت پیشنهادی

tomatoes

لغت پیشنهادی

snow