afresh
afresh - تازه
adverb - قید
UK :
US :
اگر کاری را از نو انجام دهید، آن را دوباره از ابتدا انجام می دهید
اگر کاری را از نو انجام دهید، دوباره به روشی جدید با آن برخورد می کنید
دوباره، به ویژه از یک شروع جدید
Everything is progressing, yet everything has to be begun afresh.
همه چیز در حال پیشرفت است، اما همه چیز را باید از نو شروع کرد.
تنها اگر بلندگو شروع به خواندن آهنگ جدیدی کند، درخواست او از نو شروع می شود.
کوه ها و رودخانه های ما زندگی را از نو آغاز می کنند.
از این منظر، و با توجه به آنچه او اکنون به من گفته بود، او را از نو مطالعه کردم.
قراره از نو شروع کنیم
او از او التماس کرد که بماند تا بتوانند زندگی خانوادگی را از نو شروع کنند.
آنها دنیا را از نو می بینند، نه لزوماً آن طور که دیگران آن را باور دارند.
از نو
anew
دوباره
بر فراز
به تازگی
lately
اخیرا
یکبار دیگر
یک بار دیگر
زمان دیگری
فرصت دوباره
از آغاز
de novo
آنون
بیس
برای بار دوم
دوباره همه چیز
anon
دوباره از اول
bis
بازگشت
مثل قبل
جدید
به روشی متفاوت
به روشی جدید
تازه
از اواخر
freshly
