airmail

base info - اطلاعات اولیه

airmail - پست هوایی

noun - اسم

/ˈermeɪl/

UK :

/ˈeəmeɪl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [airmail] در گوگل
description - توضیح
  • letters and packages that are sent somewhere using a plane or the system of doing this


    نامه ها و بسته هایی که با استفاده از هواپیما به جایی ارسال می شوند یا سیستم انجام این کار

  • letters that are sent by plane or the system of doing this


    نامه هایی که با هواپیما ارسال می شوند یا سیستم انجام این کار

  • a system of sending letters and parcels by aircraft


    سیستم ارسال نامه و بسته با هواپیما

  • a system of sending letters and packages by aircraft


    سیستم ارسال نامه ها و بسته ها با هواپیما

  • the system of sending letters and packages by air


    سامانه ارسال نامه ها و بسته ها از طریق هوایی

  • Overseas orders: add £1.50 for post and packing by airmail.


    سفارشات خارج از کشور: 1.50 پوند برای پست و بسته بندی از طریق پست هوایی اضافه کنید.

  • In 1919, Britain's first civil airmail service began.


    در سال 1919، اولین سرویس پست هوایی غیرنظامی بریتانیا آغاز شد.

  • The price includes airmail postage to everywhere in the world.


    این قیمت شامل هزینه پست هوایی به تمام نقاط جهان است.

  • Swiftair provides an effective economical express service and is available at post offices. £1.95 plus airmail postage.


    Swiftair یک سرویس سریع و موثر و مقرون به صرفه ارائه می دهد و در دفاتر پست در دسترس است. 1.95 پوند به اضافه هزینه پست هوایی.

  • At just £1.75 plus the regular airmail rate the savings are obvious.


    تنها با 1.75 پوند به علاوه نرخ پست هوایی معمولی، پس انداز آشکار است.

example - مثال
  • Send it airmail/by airmail.


    ارسال پست هوایی/از طریق پست هوایی.

  • an airmail envelope/letter


    یک پاکت پست هوایی / نامه

  • If you send it (by) airmail, it'll be very expensive.


    اگر آن را (از طریق) پست هوایی بفرستید، بسیار گران خواهد بود.

  • an airmail delivery/envelope/letter


    تحویل پست هوایی / پاکت / نامه

  • The buyer requested both surface and airmail prices.


    خریدار هم قیمت سطحی و هم قیمت پست هوایی را درخواست کرد.

  • We charge $6 to $8 to send a disk by airmail.


    ما برای ارسال یک دیسک از طریق پست هوایی 6 تا 8 دلار دریافت می کنیم.

synonyms - مترادف

  • پست الکترونیکی

  • dispatch


    ارسال


  • رو به جلو


  • پست


  • انتقال. رساندن

  • transmit


    حواله دادن

  • remit


    مستقیم


  • انتقال

  • convey


    تغییر مسیر

  • consign


    ارسال از طریق پست

  • redirect


    در پست قرار دهید


  • پیاده شدن


  • ارسال کردن


  • ارسال با پست


  • ارائه


  • کشتی

  • dispatch by post


    نشانی


  • پیشرفت


  • حمل و نقل


  • مسیر


  • به اشتراک بگذارند

  • transport


    گردش کند


  • رله


  • هدایت

  • impart


    رها کردن

  • freight


  • circulate


  • relay





antonyms - متضاد

  • نگه دارید


  • نگاه داشتن

لغت پیشنهادی

ability

لغت پیشنهادی

betide

لغت پیشنهادی

unenforceable