buyer
buyer - خریدار
noun - اسم
UK :
US :
کسی که چیز گران قیمتی مانند خانه یا ماشین می خرد
کسی که کارش انتخاب و خرید کالا برای یک مغازه یا شرکت است
کسی که چیزی میخرد
a phrase meaning that it is the responsibility of the person buying something to notice any faults that it may have
عبارتی به این معنی که این مسئولیت شخصی است که چیزی را خریداری می کند تا متوجه ایراداتی شود که ممکن است داشته باشد
کسی که کارش خرید کالاها، مواد و غیره برای یک مغازه برای فروش یا یک شرکت برای استفاده است
کسی که چیز گران قیمتی مانند خانه می خرد
کسی که وظیفه اش تصمیم گیری در مورد خرید یک شرکت است
a person who pays money for something or a person whose job is to decide what goods will be brought into a store for sale
شخصی که برای چیزی پول می پردازد، یا شخصی که وظیفه اش تصمیم گیری است که چه کالایی برای فروش به فروشگاه آورده شود.
کسی که چیزی می خرد، به ویژه چیزهای ارزشمندی مانند یک تجارت یا خانه
کسی که وظیفه اش این است که تصمیم بگیرد چه چیزی توسط یک شرکت، به ویژه یک فروشگاه خریداری شود
the principle that it is the buyer's responsibility to find out if there is anything wrong with something they are being sold, not the seller's to tell them
این اصل که مسئولیت خریدار است که بفهمد آیا چیزی که در حال فروخته شدن است یا خیر، نه فروشنده که به آنها بگوید.
ما نتوانستیم برای خانه خود خریدار پیدا کنیم، بنابراین نتوانستیم حرکت کنیم.
Secondly, there is a buyer credit where a bank in the exporter's country provides a loan to the importer.
ثانیاً اعتبار خریدار وجود دارد که در آن بانکی در کشور صادرکننده به واردکننده وام می دهد.
اینکه آیا این برای متقاعد کردن خریداران کافی است یا خیر، باید دید.
قیمت پایین خانه باید خریداران بیشتری را جذب کند.
It is the force which subjects producers and resource suppliers to the dictates of buyer or consumer sovereignty.
این نیرویی است که تولیدکنندگان و تامین کنندگان منابع را تحت فرمان حاکمیت خریدار یا مصرف کننده قرار می دهد.
دسترسی به اینترنت نیز چندان این خریداران مسن را هیجان زده نکرده است.
آنها پرس و جوهای زیادی در مورد شرکت داشته اند - هیچ کمبودی در خریداران بالقوه وجود ندارد.
اما چه اتفاقی میافتد وقتی تعداد دارندگان همه آن داراییها از خریداران بیشتر شود؟
این موقعیتی خواهد بود که کالا قبل از تحویل به خریدار از بین رفته باشد.
One is perfect for the first-time buyer or those seeking a second base and the other is an ideal family home.
یکی برای اولین خریدار یا کسانی که به دنبال پایگاه دوم هستند عالی است و دیگری یک خانه خانوادگی ایده آل است.
آیا خریدار برای خانه خود پیدا کرده اید؟
او خریدار مد برای یک فروشگاه بزرگ بود.
در بازار خریدار، کالا فراوان است و بنابراین قیمت آن بالا نیست.
آیا خریدار برای خانه خود پیدا کردید؟
آیا هنوز برای خانه خود خریدار پیدا کرده اید؟
در مورد خودروهای دست دوم، شعار شما باید «خریدار مراقب باشید» باشد.
آنها به سرعت برای خانه خود خریدار پیدا کردند.
او همچنان به دنبال خریدار برای خانه اش است.
او خریدار یک بوتیک شیک در دوبلین است.
تعدادی از خریداران بالقوه به این شرکت ابراز علاقه کرده اند.
خریدار خانه/خودرو/بیمه
ارزش این کتاب 160000 دلار بود اما او نتوانست خریدار پیدا کند.
هنگامی که بلیط را از یک وب سایت غیر رسمی خریداری می کنید، این موضوع به معنای خریدار مراقب باشید است.
مشتری
purchaser
خریدار
shopper
مصرف كننده
حامی
کاربر
patron
ارباب رجوع
حمایت
clientele
فروشنده
patronage
بازار
vendee
امپراتور
تجارت
emptor
عمومی
چشم انداز
سرمایه گذار
نماینده
مکنده
معتاد به خرید
sucker
کاربر نهایی
shopaholic
شکارچی معامله
آسان ساختن
bargain hunter
نماینده خرید
نوازنده
purchasing agent
مهمان
punter
حساب
منظم
مکرر
کسب و کار
frequenter
عادت
تهیه کننده
habitué
procurer
seller
فروشنده
مدیر
marketer
بازاریاب
مالک
trader
معامله گر
venderUK
venderUK
vendorUS
فروشنده ایالات متحده
فروشنده - دلال
merchant
تاجر
salesperson
خرده فروش
retailer
دستفروش
hawker
تامین کننده
salesman
مغازه دار
purveyor
فروشنده خانم
shopkeeper
عمده فروش
supplier
عامل
saleswoman
دستفروشی
wholesaler
دلال
هرزه
tradesman
سهامدار
merchandiser
نماینده
peddler
دختر فروشنده
pedlar
انباردار
broker
rep
shopman
businessperson
stockist
salesgirl
storekeeper
