angular
angular - زاویه ای
adjective - صفت
UK :
US :
لاغر و گوشت زیادی روی استخوان های شما نیست
داشتن گوشه های تیز و مشخص
داشتن یا مربوط به یک یا چند زاویه
داشتن شکلی شفاف با نوک تیز
لاغر و استخوانی
سپس قطر زاویه ای خورشید حدود دو سوم ثانیه از قوس امروزی بزرگتر بود.
فاصله زاویه ای عطارد از خورشید
نگاه او چهره سخت و زاویه دار او را داغ کرد.
چینهای پارچهای و صورتهای زاویهدار در نقش برجسته گچی بیرون آمدهاند.
او تماشای شکل سیاه و زاویه دار او بود که با سرعتی آرام و روحانی روی چمن حرکت می کرد.
angular patterns
الگوهای زاویه ای
سپس در وقت های اضافی پیتمن دوباره با یک شوت زاویه ای از کنار دروازه به نزدیکی رسید.
an angular face
یک صورت زاویه دار
یک زن گوشه دار بلند قد
gawky angular movements
حرکات زاویه ای گیج کننده
طرحی از اشکال بزرگ زاویه ای
چهرهاش بیش از حد زاویهدار بود، صورتش برای زیبایی دراز بود.
او قد بلند و زاویه دار بود.
bony
استخوانی
لاغر
skinny
یدکی
spare
رنگارنگ
gaunt
استخوانی خام
lanky
پوست و استخوان
rangy
بی اشتهایی
scrawny
نرم
raw-boned
خراشیده
skin-and-bones
دوکی
لطف
anorectic
لنک
anorexic
استخوان خام
macilent
دوک دار
scraggy
بی دست و پا - به شکلی نامناسب
spindly
gangling
gracile
بداخلاق
lank
تیز
rawboned
شبیه کیسه استخوان
spindle-shanked
لاغر شده
awkward
اسکلتی
gangling
گروهی
gawky
اندازه صفر
باریک
emaciated
skeletal
gangly
size-zero
slender
slim
plump
چاق
curvy
منحنی
chubby
چاق و چله
چربی
سنگین
overweight
اضافه وزن
سر راست
ضخیم
weighted
وزن دار
obese
فاسد
corpulent
پر سر و صدا
portly
لوله ای
stout
گوشتی
tubby
گرد
beefy
تنومند
rotund
پوکه
stocky
ناخالص
fleshy
قوی
podgy
ضخیم ست
gross
وزین
burly
بزرگ
پژمرده
thickset
شکمی
weighty
درشت
پر شده
pudgy
abdominous
chunky