glean

base info - اطلاعات اولیه

glean - چیدن

verb - فعل

/ɡliːn/

UK :

/ɡliːn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [glean] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • These figures have been gleaned from a number of studies.


    این ارقام از تعدادی از مطالعات به دست آمده است.

  • From what I was able to glean, the news isn't good.


    از چیزی که من توانستم به دست بیاورم، خبر خوب نیست.

  • They're leaving on Tuesday - I managed to glean that much (from them).


    آنها سه شنبه می روند - من توانستم این مقدار را (از آنها) جمع آوری کنم.

  • From what I was able to glean, the news isn’t good.


    از آنچه من توانستم به دست بیاورم، خبر خوب نیست.

synonyms - مترادف

  • جمع آوری

  • cull


    کشتن

  • garner


    درو

  • reap


    انباشتن

  • accumulate


    محصول

  • harvest


    جمع کردن

  • amass


    جمع آوری کنید


  • استخراج


  • قرعه کشی


  • استخراج کردن

  • extract


    گرفتن

  • get


    به دست آوردن


  • انتخاب


  • انتخاب کنید


  • الک کردن


  • winnow

  • sift


    سوار کردن

  • winnow


    بدست آوردن


  • کسب کردن


  • تهیه کنند


  • زمین

  • procure


    امن است

  • attain


    کیسه


  • دريافت كردن


  • خالص

  • bag


    وارد کردن


  • پیروزی

  • net




  • win


antonyms - متضاد
  • disperse


    پراکنده کردن

  • dissipate


    از هم پاشیدن


  • تقسیم کنید


  • گیاه


  • رد کردن


  • جداگانه، مجزا


  • خرج کردن


  • گسترش


  • قرار دادن


  • توزیع کردن

  • scatter


    استفاده کنید


  • هدر

  • use


    اسراف کردن


  • از بین بردن

  • squander


    درج کنید

  • dispel


    دور انداختن

  • insert


    پیاده کردن


  • به هم ریختن

  • disassemble


    از بین رفتن

  • disorganize


    اختلال


  • بر هم زدن


  • دانه

  • disarrange


    بازده


  • تسلیم شدن


  • رشد

  • surrender


    از دست دادن


  • سوء تفاهم


  • شکست

  • misunderstand



لغت پیشنهادی

superfluous

لغت پیشنهادی

itineraries

لغت پیشنهادی

ensures