acquire
acquire - بدست آوردن
verb - فعل
UK :
US :
تحصیل
اکتسابی
به دست آوردن چیزی با خریدن یا دادن آن
به دست آوردن یا به دست آوردن چیزی
برای کسب دانش یا یادگیری یک مهارت
برای خرید یک شرکت
برای خرید بخشی از یک شرکت
به دست آوردن چیزی، به ویژه چیزی مهم یا ارزشمند
برای خرید یک تجارت یا ملک یا خرید سهام در یک تجارت
خرید یا به دست آوردن حق فروش یا انتشار چیزی، به عنوان مثال حق انتشار یک اثر خاص یا آثار یک نویسنده خاص
to buy or obtain the right to sell or publish something for example the right to publish a particular work or the works of a particular writer
به تدریج آموختن یا به دست آوردن چیزی مانند یک زبان یا مهارت
برای ایجاد یک وضعیت پزشکی یا ابتلا به بیماری که با آن متولد نشده اید
به دست آوردن یا شروع به داشتن چیزی
خرید یا کنترل یک شرکت یا بخشی از یک شرکت، اغلب با خرید سهام آن
برای گرفتن حق قانونی استفاده یا انجام کاری
برای به دست آوردن چیزی که برای تجارت شما مهم است
برای به دست آوردن چیزی که برای شما در شغلتان مهم است
AC Transit اخیراً 70 اتوبوس جدید مجهز به بالابر ویلچر خریداری کرده است.
برخی دیگر غشای بیرونی سخت تری به دست آوردند تا بعداً به موادی شبیه پوست تبدیل شوند.
آنها یک استراحتگاه توسان در سال 1991 و یک هتل Hyatt در هیوستون در سال 1992 به دست آوردند.
او حتی بر اساس استانداردهای کشوری که در آن ناهنجاری ها نهادینه شده اند، استقلال و نفوذی خیره کننده به دست آورده است.
He has acquired an autonomy and influence staggering even by the standards of a country where anomalies are institutionalised.
قیمت های رسمی پایین بود، اما برای به دست آوردن هر چیزی باید با زمان یا رشوه پرداخت می کردید.
این مجسمه با هزینه هنگفتی توسط شرکت شهر خریداری شد.
در سال 1998 این تجارت توسط یک شرکت هلندی خریداری شد.
مزرعه دیلی که زمانی برای هزاران خانه در نظر گرفته شده بود، در ماه ژانویه به قیمت 21 میلیون دلار توسط شهر خریداری شد.
Once slated for thousands of homes, the Daley Ranch was acquired by the city for $ 21 million in January.
آنها با توجه به پرداخت های دوره ای، تصرف مشترک و انحصاری آپارتمان را به دست آوردند و به همین دلیل مشترکاً اجاره به دست آوردند.
They acquired joint and exclusive occupation of the flat in consideration of periodical payments and they therefore acquired a tenancy jointly.
تحقیقات به ما کمک می کند تا بینش جدیدی در مورد علل بیماری ها به دست آوریم.
بسیاری از شهرهای داخلی به دلیل جنایات خشونت آمیز شهرت پیدا کرده اند.
NTN در سال 1987 حق پخش داده های بازی از بازی های فوتبال را به دست آورد.
زمان زیادی طول کشید تا او مهارت هایی را که برای تبدیل شدن به یک هنرمند حرفه ای نیاز داشت به دست آورد.
رابینسون 20 میلیون دلار برای تصاحب سالن سمفونی خرج کرد.
آنچه آنها را نگران می کند این خطر است که گیاهان مهندسی شده ممکن است صفات علف هرز را به دست آورند و از کشت فرار کنند.
What concerns them is the risk that engineered plants might acquire weedy traits and escape from cultivation.
او دانش انگلیسی خوبی کسب کرده است.
کسب مهارت های لازم چقدر طول می کشد؟
من دوست دارم مهارت های تازه کسب شده را در شغلی که از آن لذت می برم به کار ببرم.
He has acquired a reputation for dishonesty.
او به دلیل بی صداقتی شهرت پیدا کرده است.
من اخیراً طعم زیتون را به دست آورده ام.
هنوز تمام زمین های خریداری شده برای جاده پرداخت نشده است.
اتریش متعهد شده است که به سلاح هسته ای دست پیدا نکند.
اموال به دست آمده از طریق جرم مصادره خواهد شد.
این شرکت به تازگی محل جدیدی را خریداری کرده است.
چطور شد که گالری این همه پیکاسو به دست آورد؟
من ناگهان یک برادر ناتنی پیدا کردم.
Abstract art is an acquired taste.
هنر انتزاعی یک ذوق اکتسابی است.
هنگامی که طیف پایه ای از مهارت های محاسباتی را به دست آوردید، آماده شروع کار خواهید بود.
به دست آوردن عشق به چیزی
به دست آوردن نام بد / سابقه کیفری / قهوهای مایل به زرد / قیافه / ظاهر
او از ابتدا فروتنانه به ثروت زیادی دست یافت.
من یک ژاکت جدید پوشیده بودم.
این موزه در بهار امسال پیکاسوی را که اخیراً خریداری کرده است به نمایش می گذارد.
به نظر می رسد دو نسخه از این کتاب را به دست آورده ام (= به دست آورده ام، هرچند نمی دانم چگونه).
او این شرکت را در سال 2008 خریداری کرد.
در سال 1949 این ملک توسط شرکت های فولادی متحد خریداری شد.
این شرکت هواپیمایی 49 درصد از رقیب خود را به دست خواهد آورد.
چندین سال طول کشید تا زمین مورد نیاز پروژه را پیدا و به دست آورد.
He acquired Winnie the Pooh merchandising rights from A. A. Milne, the author of the children's stories.
او حقوق بازرگانی وینی پو را از A. A. Milne، نویسنده داستان های کودکان به دست آورد.
این کتاب توسط سارا مک گیل، ویراستار Riverdale Books خریداری شد.
برادران وارنر حقوق این فیلم را در آمریکای شمالی به دست آورد.
ما می خواهیم در مورد چگونگی یادگیری زبان کودکان بیشتر بدانیم.
هدف دانشگاه کسب دانش و مهارت های تفکر انتقادی است.
با تمرین، دانش آموزان می توانند عادات مطالعه بهتری را کسب کنند.
او به دلیل سخت بودن کار با او شهرت پیدا کرده است.
خیلی زود طعم غذاهای محلی را به دست آوردم.
گرفتن
کسب کردن
پیروزی
بدست آوردن
به دست آوردن
زمین
procure
تهیه کنند
دريافت كردن
امن است
attain
رسیدن
جمع آوری
جمع کردن
amass
جمع آوری کنید
نمره
کیسه
گردآوری
garner
RealiseUK
realiseUK
realizeUS
realizeUS
دسترسی داشته باشید
مناسب
خرید
قلاب
خالص
hook
درو
AnnexeUK
reap
annexUS
annexeUK
حمل
annexUS
قرعه کشی
از دست دادن
misplace
نابجا
forfeit
گمراه کردن
mislay
جابجا کند
displace
رها کردن
رهایی
relinquish
تسلیم شدن
چشم پوشی
surrender
فایل غلط
forgo
صندوقچه
misfile
می توان
bin
دور انداختن
گودال
chuck
زباله
discard
جنس اوراق و شکسته
ditch
صرف نظر کردن
dump
باطله
junk
پرتاب کردن
renounce
بازده
scrap
قادر به پیدا کردن نیست
کنار گذاشته شود
waive
رها شدن از
از بین بردن
خلاص شدن از شر
dispense with
dispose of
