apprise
apprise - آگاه کردن
verb - فعل
UK :
US :
او دلیلی نمی دید که کمیته را از آنچه اتفاق افتاده است مطلع کند.
ما کاملاً از وضعیت آگاه بودیم.
رئیس جمهور از این وضعیت مطلع شده است.
والدین از جراحات پسرشان مطلع شدند.
آگاه کردن
بگو
توصیه
notify
اعلام کردن
acquaint
آشنا کردن
مختصر
enlighten
روشن کردن
familiariseUK
familiariseUK
familiarizeUS
آشنا کردن ایالات متحده
instruct
دستور دادن
روشن
هشدار دهد
verse
آیه
update
به روز رسانی
باسن
برقراری ارتباط
intimate
صمیمی
appraise
ارزیابی
پرکردن
سرنخ در
اطلاع دهید
عاقل بالا
رسیدن
اطلاع نهانی
پست نگه دارید
keep posted
عاقلانه قرار دادن
نگه داشتن به روز
در تصویر قرار دهید
conceal
پنهان کردن، پوشاندن
پنهان شدن
راز
deceive
فریب دادن
withhold
خودداری کنید
suppress
سرکوب کردن
secrete
ترشح کنند
mislead
گمراه کردن
obscure
مبهم
نگاه داشتن
حفظ از
عقب نگه دارید
در تاریکی نگه دارید
صدمه
نگه دارید
راز رو نگه دار
neglect
بی توجهی
فرا گرفتن
delude
توهم
discourage
دلسرد کردن
پوشش
انکار
نزول کردن
disapprove
رد کردن
halt
مکث
بطری کردن
زیر پوشش نگه دارید
censor
سانسور
obfuscate
تکذیب
belie
صفحه نمایش