assay

base info - اطلاعات اولیه

assay - سنجش

verb - فعل

/əˈseɪ/

UK :

/əˈseɪ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [assay] در گوگل
description - توضیح

  • برای آزمایش یک ماده، به ویژه یک فلز، برای اینکه ببینیم چقدر خالص است یا از چه چیزی ساخته شده است


  • آزمایشی برای نشان دادن میزان خالص بودن یک فلز، دارو و غیره


  • برای آزمایش چیزی مانند فلز یا دارو برای اینکه بفهمید چقدر خالص است


  • برای انجام آزمایش بر روی یک ماده شیمیایی به منظور آزمایش میزان خالص بودن آن

  • Opera, assayed Alidoro with typical unsparing elegance.


    اپرا، علیدورو را با ظرافت معمولی بی دریغ ارزیابی کرد.

  • Carolyn Felix assayed and interpreted p53 status.


    کارولین فلیکس وضعیت p53 را مورد سنجش و تفسیر قرار داد.

  • But each is labeled and cataloged, chipped, cut powdered, assayed, and probed.


    اما هر کدام برچسب‌گذاری و فهرست‌بندی می‌شوند، برش داده می‌شوند، پودر می‌شوند، آزمایش می‌شوند و بررسی می‌شوند.

  • We have our own Ministry registered salmonella testing laboratory with around 8000 raw materials and animal rations assayed annually.


    ما آزمایشگاه تست سالمونلا ثبت شده در وزارت خود داریم که سالانه حدود 8000 ماده خام و جیره حیوانی مورد سنجش قرار می گیرد.

  • Distribution of gluRs on the surface of muscle 6 was assayed as previously.


    توزیع gluRs در سطح عضله 6 مانند قبل مورد سنجش قرار گرفت.


  • اما متوجه شدم که در طول مسیر توانایی من در سنجش متوقف می شود.

  • Also shown are the regions of the c-Jun protein which were expressed in E.coli and assayed in this report.


    همچنین مناطقی از پروتئین c-Jun نشان داده شده است که در E.coli بیان شده و در این گزارش مورد سنجش قرار گرفته است.

example - مثال
synonyms - مترادف

  • تحلیل و بررسی


  • معاینه


  • ارزیابی

  • dissection


    تشریح

  • inspection


    بازرسی

  • breakdown


    درهم شکستن

  • scrutiny


    بررسی موشکافانه


  • تحقیق و بررسی

  • appraisal


    برآورد کردن

  • estimation


    ارزش گذاری


  • آناتومی

  • valuation


    تست

  • anatomy


    پویشگر

  • anatomizing


    ساختارشکنی


  • بررسی

  • probe


    رتبه بندی

  • deconstruction


    اندازه گیری


  • آزمایش


  • مطالعه


  • مرور


  • پرس و جو ایالات متحده


  • استعلام انگلستان


  • پژوهش


  • اکتشاف

  • inquiryUS


    نظر سنجی

  • enquiryUK


    آناتومی سازی


  • exploration



  • anatomization


  • perusal


antonyms - متضاد
  • ignorance


    جهل

  • neglect


    بی توجهی


  • تئوری

  • abstention


    ممتنع

  • idleness


    بیکاری، تنبلی

  • inaction


    بی عملی

لغت پیشنهادی

sine

لغت پیشنهادی

alky

لغت پیشنهادی

native