bleat
bleat - نفخ
noun - اسم
UK :
US :
برای ایجاد صدایی که گوسفند یا بز می دهد
شکایت کردن به روشی احمقانه یا آزاردهنده
هنگامی که یک گوسفند یا بز نفخ می کند، صدای معمولی این حیوانات را می دهد.
به شکلی آزاردهنده شکایت کردن
برای تولید صدای تولید شده توسط یک گوسفند یا بز
آنها از پاهای من پریدند، گله ای از بره ها در اطراف یک تلیسه جوان نازک نفخ می کردند.
در حالی که او آن را تماشا کرد، نیم ساعت گذشت. گداها جمع شده بودند و دور زانوهایش نفخ می کردند.
بوق مه، که اکنون صدای آن در خانه ها خفه شده بود، در فواصل زمانی معین به نفخ ادامه می داد.
صدای آقای لوریمر، ضعیف و متعجب، از آن طرف میسوخت.
When federalists bleat on about how interdependent the world is, one wonders what world they live in.
وقتی فدرالیستها درباره اینکه دنیا چقدر به یکدیگر وابسته است، غر میزنند، انسان از خود میپرسد که در چه جهانی زندگی میکنند.
بره نفخ ضعیفی داد.
غم آشنا در مورد اینکه چگونه داوران از باشگاه های بزرگ حمایت می کنند
او همیشه در مورد اینکه چقدر با او بد رفتار شده است نفخ می زند.
بخش برنجی مثل بزهایی که سرما خورده اند، باد می کرد.
صدای ناله گوسفندان را در چمنزار می شنیدیم.
شكايت كردن
moan
ناله
whine
ناله کردن
grumble
غر زدن
grouse
باقرقره
gripe
گریه کردن
whinge
شلاق زدن
carp
کپور
beef
گوشت گاو
grouch
غرغر کردن
bellyache
شکم درد
wail
گریزل
mutter
سر و صدا
grizzle
فریاد زدن
fuss
تیز
نق زدن
growl
زمزمه کردن
keen
کوچ
nag
تحقیق کنید
murmur
caterwaul
kvetch
جیغ زدن
inveigh
رپین
grump
خرچنگ
caterwaul
زوزه
squeal
repine
crab
holler
yowl
squawk
croak
crow
کلاغ
delight
لذت بسیار
rejoice
شادی کردن
praise
ستایش
compliment
تعریف و تمجید
خوشحال باش
تایید کنید
تایید
لطفا
واضح صحبت کن
موافق
laud
ناله
whimper
دوست نداشتن
dislike
نفرت
صاف کردن
آرام کردن
soothe
خوشحالی
gloat
قدردانی
favourUK
favourUK
بازده
تسلیم شدن
surrender
رعایت کنند
comply
طرفدار ایالات متحده
favorUS
حمایت کردن
همراه باشید
تحسین
کف زدن
applaud
ستایش کردن
commend
تحریم
extol
