braced
braced - مهاربندی شده
N/A - N/A
UK :
US :
ماضی ساده و ماضی از بند شلوار
برای جلوگیری از افتادن یک جسم، از آن حمایت کند
خود را از نظر جسمی یا ذهنی برای چیزی ناخوشایند آماده کنید
دیوار کناری خانه قدیمی با تکیه گاه چوبی مهاربندی شده بود.
The passengers were told to brace themselves (= to press their bodies hard against something or hold them very stiff) for a crash landing.
به مسافران گفته شد که برای فرود تصادفی خود را مهار کنند (= بدن خود را محکم به چیزی فشار دهند یا آنها را بسیار سفت نگه دارند).
او به من گفت که خبر بدی برای من دارد و من خودم را برای شوک آماده کردم.
allowed
مجاز
accommodated
جای داده شده است
supported
پشتیبانی
served
خدمت کرده است
prepared
آماده شده
prepped
برنامه ریزی شده
planned
مجاز برای
allowed for
ترتیب داده شده است
arranged for
برای چانه زدن
bargained for
برای
catered for
آماده شد برای
کمک هزینه برای
made allowances for
آماده سازی برای
made concessions for
تدارک دیده شده است
made plans for
برنامه ریزی شده برای
made preparations for
آماده برای
ارائه شده است
planned for
به حساب می آید
prepared for
را در نظر گرفت
provided for
reckoned with
took into consideration
exposed
در معرض
unsupported
پشتیبانی نشده
باز کن
unguarded
بدون محافظ
unprotected
محافظت نشده
bare
برهنه
uncovered
بدون پوشش
بیرون
قابل رویت
showing
نشان دادن
آسیب پذیر
susceptible
مستعد
denuded
برهنه شده
insecure
ناامن
evident
مشهود
unhidden
پنهان
exhibited
به نمایش گذاشته
disclosed
افشا شد
revealed
آشکار کرد
روشن
bald
بدون مو
manifest
آشکار
unshielded
عقیم
stripped
بدون نقاب
unconcealed
رونمایی کرد
bared
بدون دفاع
barren
unmasked
unveiled
undefended
