broke
broke - شکست
adjective - صفت
UK :
US :
زمان گذشته استراحت
بدون پول
اصلا پول نداشتن یا خیلی کم
کاملا بدون پول
گذشته ساده از استراحت
بی پول
برای تأکید بر اینکه فلان یا چیزی اصلاً پول ندارد استفاده می شود
به امید موفقیت بزرگ همه چیز را به خطر می اندازد
من همیشه تا آخر ماه خراب هستم.
در طول رکود، هزاران کسب و کار کوچک شکست خوردند (= مجبور به توقف تجارت شدند).
flat/stony broke (= completely broke)
تخت/سنگ شکسته (= کاملا شکسته)
من سنگی هستم/در حال حاضر سنگ شکسته است.
این شرکت سال گذشته خراب شد.
من نمی توانم امشب بیرون بروم - من صاف هستم / سنگ شکسته است.
من نمی توانم امسال به تعطیلات بروم - من (تخت) خراب هستم.
بسیاری از کسب و کارهای کوچک در طول رکود اقتصادی شکست خوردند (= تمام پول خود را از دست دادند).
من نمی توانم به سینما بروم - من کاملاً خراب هستم.
آیا تامین اجتماعی خراب می شود (= تبدیل به شرایطی که در آن پولی ندارد)؟
Some of the merchants say they are unable to cut their expenses and are on the verge of going broke.
برخی از تجار می گویند که نمی توانند هزینه های خود را کاهش دهند و در آستانه شکست هستند.
یکی از سخنگویان گفت که تنگنای اعتباری باعث شده است که این شرکت به طور کامل شکست بخورد.
destitute
بی بضاعت
impoverished
فقیر شده
فقیر
penniless
بی پول
impecunious
تهی دست
needy
نیازمند
indigent
بیچاره
penurious
پوست
skint
التماس کرد
beggared
ضروری است
pauperized
گدایی
necessitous
ورشکسته
beggarly
مورد نیاز
insolvent
بسته شده
needful
نخ نما
bankrupt
خراب
moneyless
گرسنه
strapped
نیم تنه
threadbare
بوراسیک
ruined
بدهکار
famished
اضافه برداشت
bust
بدون پول نقد
boracic
فقر زده
indebted
سخت کردن
overdrawn
فقیر خاک
cashless
تخت شکست
poverty-stricken
پایین و بیرون
dirt-poor
flat broke
down-and-out
ثروتمند
affluent
فراوان
prosperous
موفق
لود شده
loaded
پول دار
moneyed
پولی
monied
فلاش
flush
چربی
بالای شهر
uptown
قابل توجه
بالاخره
upscale
مجلل
opulent
پول نقد
با جیب عمیق
deep-pocketed
گربه چاق
fat-cat
ثروتمند پلید
filthy rich
در شبدر
in clover
تازه بدوران رسیده
nouveau riche
جوراب ابریشمی
silk-stocking
ثروتمند متعفن
stinking rich
طبقه بالا
خوش وقف
well-endowed
به خوبی ثابت شده است
well-fixed
پاشنه خوب
well heeled
پاشنه بلند
well-heeled
خوش گذران
در پول
well-off
ساخته شده از پول
well-to-do